اظهار نظر غير فقيه در مسائل فقهى مسأله 20ـ فتوا دادن و اظهار نظر کردن در مسائل شرعى براى کسى که مجتهد نيست (يعنى قادر به استنباط احکام از مدارک و دلايل آن نمى باشد) حرام است و هرگاه بدون اطّلاع اظهار نظر کند، مسؤول اعمال تمام کسانى است که به گفته او عمل مى کنند. دستهها: کلیات تقلید
تقليد از چند مرجع مسأله 19ـ هرگاه دو مجتهد مساوى باشند، مى توان بعضى از مسائل را از يكى و بعضى را از ديگرى تقليد كرد؛ ولی هرگاه در مسأله¬ای به فتوای یکی عمل کرد، عمل به فتوای دیگری در آن مسأله، جایز نیست. دستهها: تقلید از چند مرجع
شک در نحوه تقليد مسأله 18ـ هرگاه مدّتى تقليد کرده امّا نمى داند تقليد او صحيح بوده يا نه، نسبت به اعمال گذشته اشکالى ندارد، امّا براى اعمال فعلى و آينده بايد تقليد صحيح کند. دستهها: تقلید صحیح و غیر صحیح
تغيير فتوا مسأله 17ـ هرگاه فتواى مجتهد تغيير کند بايد به فتواى جديد عمل شود، امّا اعمالى را که مطابق فتواى سابق عمل کرده (مانند عبادات يا معاملاتى که انجام داده) صحيح است و اعاده لازم ندارد، همچنين اگر از مجتهدى به مجتهد ديگر عدول کند، اعاده اعمال سابق لازم نيست. دستهها: راه های دستیابی به فتوای مرجع
تغيير مرجع مسأله 16ـ عدول، يعنى تغيير تقليد از مجتهدى به مجتهد ديگر، جايز نيست بنابر احتياط واجب، مگر آن که مجتهد دوم اعلم باشد و اگر بدون تحقيق عدول کرده بايد بازگردد. دستهها: تغییر مرجع
اشتباه در نقل فتوا مسأله 15ـ هرگاه کسى در نقل فتواى مجتهدى اشتباه کرده بايد بعد از اطّلاع، صحيح آن را بگويد، و اگر در منبر و سخنرانى گفته بايد آن را در جلسات مختلف تکرار کند تا کسانى که به اشتباه افتاده اند از اشتباه درآيند، امّا اگر فتواى آن مجتهد تغيير کرده، اعلام تغيير بر او لازم نيست. دستهها: راه های دستیابی به فتوای مرجع
عمل بدون تقليد مسأله 14ـ هرگاه كسى مدّتى اعمال خود را بدون تقليد انجام داده، سپس تقليد كند، اگر اعمال سابق، مطابق فتواى اين مجتهد باشد صحيح است و گرنه نظر مرجع خود را درباره¬ی آن سؤال کرده و مطابق آن عمل می¬کند، همچنين است اگر بدون تحقيق كافى از مجتهدى تقليد نموده باشد. دستهها: عمل بدون تقلید
مساله اي که حکم آن را نمي داند مسأله 13ـ اگر مسأله اى پيش آيد که حکم آن را نمى داند مى تواند عمل به احتياط نمايد، يا اگر وقت آن نمى گذرد صبر کند تا دسترسى به مجتهد پيدا کند، و اگر دسترسى ندارد يک طرف را که بيشتر احتمال صحّت مى دهد انجام مى دهد و بعداً سؤال مى کند، اگر مطابق فتواى مجتهد بود صحيح است وگرنه بايد اعاده کند. دستهها: راه های دستیابی به فتوای مرجع
لزوم فراگيرى أحکام شرعى مسأله 12ـ هرکس بايد مسائلى را که معمولاً مورد احتياج او واقع مى شود ياد گيرد يا طريقه احتياط آن را بداند. دستهها: عمل به احتیاط
شرايط بقا بر تقليد مجتهد ميت مسأله 10ـ هرگاه مجتهدى كه انسان از او تقليد مى كند، از دنيا برود باقى ماندن بر تقليد او جايز است؛ بلكه اگر اعلم باشد واجب است در مسائلی که به فتوای او عمل کرده و مورد اختلاف با دیگران است باقی بماند. دستهها: بقاء بر تقلید از میت
اصطلاحات فقهى موجود در رساله مسأله 9ـ در جايى كه مجتهد صريحاً فتوا ندارد، بلكه مى گويد احتياط آن است كه فلان گونه عمل شود، اين احتياط را «احتياط واجب» مى گويند و مقلّد يا بايد به آن عمل كند و يا به مجتهد مساوی یا مجتهدی که بعد از مرجع تقلید فرد، اعلم از دیگر مجتهدان باشد مراجعه نمايد ولی اگر فتواى صريحى داده، مثلاً گفته اقامه براى نماز مستحبّ است، سپس گفته احتياط آن است كه ترك نشود، اين را «احتياط مستحبّ» مى گويند و مقلّد مى تواند به آن عمل كند يا نكند. و در مواردى كه مى گويد «خالی از اشکال نیست» یا «محلّ تامّل» يا «محلّ اشكال» است مقلّد مى تواند عمل به احتياط كند يا به ديگرى مراجعه نمايد. امّا اگر بگويد «ظاهر چنين است» يا «اقوى چنين است»، اين تعبيرها فتوا محسوب مى¬شود و مقلّد بايد به آن عمل كند. دستهها: اصطلاحات فقهی
احتمال در تغيير فتوا مسأله 8ـ اگر احتمال دهد فتواى مجتهد عوض شده، مى تواند به فتواى سابق عمل کند و جستجو لازم نيست. دستهها: راه های دستیابی به فتوای مرجع
راه هاى دستيابى به فتواى مرجع مسأله 7ـ براى آگاهى از فتواى مجتهد چند راه وجود دارد: اوّل، شنيدن از خود مجتهد يا ملاحظه دستخطّ او; دوم، ديدن در رساله اى که مورد اطمينان باشد; سوم، شنيدن از کسى که مورد اعتماد است; چهارم، مشهور بودن در ميان مردم بطورى که سبب اطمينان شود. دستهها: راه های دستیابی به فتوای مرجع
اگر شناخت اعلم ممکن نباشد مسأله 6ـ هرگاه شناختن «اعلم» بطور قطع ممکن نشود، احتياط آن است از کسى تقليد کند، که گمان به اعلم بودن او دارد و در صورت شک ميان چند مجتهد و عدم ترجيح آنها از هرکدام بخواهد مى تواند تقليد کند. دستهها: راه های شناخت اعلم
راه هاى شناخت مجتهد و أعلم مسأله 5ـ «مجتهد» و «اعلم» را از سه راه مى توان شناخت:اوّل: اين كه خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.دوم: اين كه دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند، به شرط اين كه دو نفر عالم ديگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند.سوم: اين كه آنچنان در ميان اهل علم و محافل علمى مشهور باشد كه انسان يقين پيدا كند او اعلم است. دستهها: راه های شناخت اعلم