سجده بر حصیر در مکه و مدینه
آیا در مکه و مدینه سجده بر حصیر صحیح است؟
سجده بر حصيرهايى كه در مکه و مدينه مورداستفاده حجاج ايرانى و غير ايرانى واقع مىشود و حصير مزبور با نخ مخلوط است، مانعى ندارد؛ مشروط بر اینکه موجب هتك و انگشتنما شدن نگردد.
سجده بر حصيرهايى كه در مکه و مدينه مورداستفاده حجاج ايرانى و غير ايرانى واقع مىشود و حصير مزبور با نخ مخلوط است، مانعى ندارد؛ مشروط بر اینکه موجب هتك و انگشتنما شدن نگردد.
ازدواج با قابله همسر کراهت دارد همچنین ازدواج با قابله ای که وی را بدنیا آورده است کراهت دارد.
اذن پدر شرط واقعی است و لذا عقد باطل است و اگر علم داشتند نامشروع است و تنها در صورت عدم علم و تصور به حلال بودن حلالزاده است.
بر ولی كودك واجب نيست او را مُحرم نموده، يا از طرف او حج انجام دهد، اما هرگاه ولی كودك وى را محرم كند، بايد او را وادار نمايد تا آن مقدار از اعمال حج و عمره را كه مىتواند بجا آورد و اگر نمىتواند، ولی به نيابت از وى انجام دهد، در این صورت از احرام خارج میشود؛ و اگر او را محرم نكرده، چيزى بر آن كودك نيست.
اجازه چنين چيزى جايز نيست و اگر اجازه بدهد و راضى باشد سبب جواز نمیشود؛ و در صورت عملی شدن حکم قتل را دارد.
[1]. ریبه: منظور از ريبه ترس از افتادن در حرام است، و منظور از لذّت همان لذّت جنسى است. (استفتائات جديد، ج 1، ص 825) [2]. ژن: محتويات درون سلول كه حاوى اطّلاعات وراثتى است، ژن ناميده مىشود. [3]. «IUD»: «IUD» وسيله داخل رحمى جهت جلوگيرى از باردارى و مخفّف جمله زير است: IUD: Intra Uterine Device. [4]. «TL»: «TL» مخفّف جمله «Tubal Ligation» و به معنای "بستن لوله های رحمی" مىباشد. [5]. شرح بيشتر را در كتاب «حيلههاى شرعى و چارهجويىهاى صحيح» مطالعه فرماييد. [6]. برص: برص به معناى پيسى است، و آن يك نوع بيمارى پوستى است كه رنگ قسمتى از پوست بدن بر اثر آن سفيد مىشود. (استفتائات جديد، ج 2، ص 941) [7]. كورى آن است كه مطلقاً چيزى را نبيند، يا بينايى بقدرى كم باشد كه به حساب نيايد; خواه ظاهر چشم سالم باشد، يا غير سالم. (استفتائات جديد، ج 2، ص 942) [8]. شرح و تفصيل اين عيوب را در كتاب ما دوره سه جلدى استفتائات جديد مطالعه فرماييد. [9]. مضرّات سيگار را بطور مشروح در كتاب «سيگار، پديده مرگبار عصر ما» مطالعه فرماييد. [10]. احكام مربوط به وضوى جبيرهاى را در رساله توضيح المسائل، مسأله 345 به بعد مطالعه فرماييد. [11]. شرح مواردى كه نجس بودن لباس يا بدن نمازگزار جايز است را در رساله توضيح المسائل، مسأله 774 به بعد مطالعه فرماييد. [12]. منظور از «ضغث و شماريخ» بسته شاخههاى كوچك و متعدّدى است كه گاه از هم جدا بوده ولى آن را روى هم گذاردهاند، و گاه متّصل است مانند خوشه درخت خرما پس از جدا شدن ميوه از آن .
اوّلاً: بعد از اجرای صیغة عقد، اصل بر صحّت آن است؛ مگر دلیل معتبری بر خلاف آن اقامه شود. ثانیاً: چنانچه عقد نیز خوانده نشده بود، اصل عدم رضاع است و باید ثابت شود که آن زن او را شیر داده است و چون مدّعی است قسم او فایده¬ ای ندارد و باید با دلیل معتبر ادّعای خود را ثابت کند.
هر کاری كه خضوع و خشوع نمازگزار را از بين ببرد مكروه است، ازجمله:1 نگاه كردن به چپ و راست (البته اگر صورت را زياد برگرداند نماز اشكال دارد)2 بازى كردن با موی سروصورت و با دست خود و داخل كردن انگشتها در يكديگر3 انداختن آب دهان4 نگاه كردن به خط انگشتر5 سکوت کردن براى شنیدن حرف کسى در هنگام خواندن حمد و سوره و ذکر.6 نمازخواندن، در موقع خوابآلودگی7 نمازخواندن درحالیکه نياز به دفع بول و غائط دارد.8 نمازخواندن درحالیکه لباس تنگ در تن كرده است.9 برهم گذاشتن چشمها
اگر زمانی كه وارد آيه بعد شده شك كند آيه قبل یا قبلتر را خوانده يا نه يا وارد کلمهای از يك آيه شده، شك كند كلمه قبل را خوانده بايد بنا بر احتياط برگردد و آن را بهجا آورد و بعد بقیه را ادامه دهد.
هرگاه با زن نامحرمى به گمان این که همسر اوست نزدیکى کند، زن باید عدّه نگه دارد(به مقدار عدّه طلاق) خواه زن بداند که او شوهرش نیست یا نه و اگر مرد مى داند که آن زن همسرش نیست ولى زن او را شوهر خود مى داند در این صورت نیز باید عدّه نگه دارد ( به مقدار عدّه طلاق )؛ و مبدأ عدّه ی وطی به شبهه از زمان آخرین آمیزش است.
اگر روزه را شروع کرده باید ادامه دهد ولی در مورد افطار میتواند افطار کند.
در فرض سؤال حق فسخ نکاح را ندارند مگر در موقع خواستگارى معایب خود را عمداً بپوشاند و خود را غیر ازآنچه هست نشان دهد، مصداق تدلیس است و شوهر پس از اطّلاع حقّ فسخ دارد.
كسى كه از نظر مالى استطاعت دارد، ولى از جهت بدنى يا باز بودن راه مستطيع نيست (يعنى در موقع حج، استطاعت بدنى ندارد، يا راه براى او باز نيست)، حق دارد پول خود را در ساير امور زندگى هزينه نموده، و خويش را از استطاعت مالى خارج كند؛ هر چند بداند در سالهاى آينده از آن جهات نيز استطاعت پيدا مىكند، ولى اگر از اين دو جهت هم مستطيع است، و فقط وسايل رفتن را تهيّه نكرده، يا وقت حج نرسيده، نمىتواند خود را از استطاعت خارج نمايد؛ و اگر چنين كند حج بر او واجب شده، و بايد به هر شكل ممكن به حج برود.كسى كه ازنظر مالى استطاعت دارد، ولى از جهت بدنى يا باز بودن راه مستطيع نيست (يعنى در موقع حج، استطاعت بدنى ندارد، يا راه براى او بازنیست)، حق دارد پول خود را در ساير امور زندگى هزينه نموده و خويش را از استطاعت مالى خارج كند؛ هرچند بداند در سالهای آينده از آن جهات نيز استطاعت پيدا مىكند، ولى اگر از اين دو جهت هم مستطيع است و فقط وسايل رفتن را تهيّه نكرده، يا وقت حج نرسيده، نمىتواند خود را از استطاعت خارج نمايد؛ و اگر چنين كند حج بر او واجب شده و بايد به هر شكل ممكن به حج برود.