تعارض فتوای نایب و منوب عنه در حج
طبق مسأله 168 مناسک جامع حجّ آیة الله مکارم شیرازی : اگر منوّب عنه خواسته باشد که طبق مرجع تقلید خودش عمل شود و مرجع تقلید نایب با مرجع تقلید منوّب عنه متفاوت باشد و نایب نتواند هم طبق فتوای مرجع تقلید منوّب عنه و هم طبق فتوای مرجع تقلید خودش عمل کند، وظیفه ی نایب چیست؟
در این فرض باید فتوای مرجع خود را ملاک عمل قرار دهد.
وظیفه دیوانه ای که بعد از حج نیابتی بهبودی یافته
طبق مسأله 141 مناسک جامع حجّ آیة الله مکارم اگر شخصى پس از تشرّف به مدینه منوّره بر اثر حوادثى دیوانه بشود و حج سابقاً بر او مستقر شده و امید به بهبودیش نباشد و برایش نایب بگیرند و نایب به نیابت از اون شخص حجّ واجب انجام بدهد، اگر پس از انجام حجّ واجب توسّط نایب، آن شخص بهبود بیابد، آیا حجّ واجب انجام شده توسّط نایب کافی است یا اینکه آن شخص خودش هم باید حجّ واجب انجام بدهد؟
احتیاط این است که اگر می تواند بعدا انجام دهد.
مخيّر بودن قاضى در تعزیر با وجود گذشت شاکی خصوصی
طبق مادّه 159 قانون تعزيرات، و تبصره مادّه 23 قانون مجازات اسلامى، جرايم تعزيرىِ قابل گذشت، با مطالبه صاحب حق يا قائم مقام قانونى او تحت تعقيب قرار مىگيرد و در صورت عفو آنها، تعقيب متوقّف مىشود و قاضى در اين باره مكلّف است نه مخيّر؛ ولى با تصويب مادّه 737 قانون مجازات اسلامى در سال 1375 و نسخ ضمنى موادّ قبل، تعقيب جرايم تعزيرى قابل گذشت، همانند سابق، تنها با شكايت شاكى خصوصى (صاحبِ حق) صورت مىگيرد و در صورت گذشت شاكى خصوصى دادگاه در اعمال تخفيف مجازات و يا توقّف تعقيب مخيّر است، با توجّه به موازين فقهى، آيا بعد از گذشت شاكى خصوصى، دادگاه مكلّف به مختومه كردن پرونده است، يا مخيّر مىباشد؟
مخيّر بودن قاضى در صورتى است كه جُرم جنبه عمومى پيدا كند؛ يعنى مشكلى براى جامعه ايجاد نمايد، كه در اين صورت حتّى با گذشت شاكى خصوصى، قاضى مىتواند مجرم را به نوعى تعزير نمايد، در غير اين صورت با گذشت شاكى خصوصى بايد پرونده مختومه شود.
تکلیف هنرجوی رانندگی در قبال تصادفات
طبق قانون هنرجويان فاقد گواهينامه رانندگي در حال آموزش يا آزمون، مسئول تصادفات احتمالي نيستند و تمام مسئوليت بر عهده مربي يا ممتحن است. حال اگر در زمان آموزش يا آزمون برخوردي با ماشين پارك شده رخ دهد و مربي يا ممتحن از كنار آن بگذرد، آيا هنرجو شرعاً ضامن است؟
در فرض سؤال هنرجو مسئولیتی ندارد.
معیار حکم اعدام در صورت کشت مواد مخدر
طبق قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادی به آن مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام هر کس مبادرت به کشت خشخاش یا کوکا کند و یا برای تولید موادمخدر به کشت شاهدانه بپردازد علاوه بر امحای کشت، برحسب میزان کشت مجازات خواهد شد:۱ ـ بار اول، ده تا صد میلیون ریال جریمه نقدی.۲ ـ بار دوم، پنجاه تا پانصد میلیون ریال جریمه نقدی و سی تا هفتاد ضربه شلاق.۳ ـ بار سوم، صد میلیون تا یک میلیارد ریال جریمه نقدی و یک تا هفتاد ضربه شلاق و دوتا پنج سال حبس.۴ ـ بار چهارم، اعدام.طبق این قانون حتی اگر شخصی برای خود به کشت خشخاش کند طبق این قانون اعدام می شود برای بار چهارم از آنجا که از تعریف افساد فی الارض برداشت می شود این شخص که برای خود کشت خشخاش می کند شامل مفاد افساد فی الارض نمی شود آیا اعدام چنان شخصی مبنای شرعی دارد ؟
باید از آنها سوال کنید که مقدار مورد نظر چه اندازه است. تنها در صورتی اعدام جایز است که مقدار کشت زیاد باشد و سبب آلوده شدن محیط وسعی شود.
اصل در قاعده «تلف المبیع قبل قبضه من مال بایعه»
طبق قاعده «تلف المبیع قبل قبضه من مال بایعه» اگر مبیع قبل از قبض تلف شود، ثمن به مشترى بازمیگردد. برخى از حقوقدانان معتقدند این قاعده برخلاف اصل است. لطفاً بفرمایید اصل مذکور چیست؟
اصل آن است که بعد از اتمام معامله، مبیع منتقل به ملک مشترى میشود و اگر بایع در حفظ آن کوتاهى نکرده باشد، بهعنوان امانتدار، مسئول تلف آن نیست و تلف از ملک مالک (یعنى مشترى) واقع خواهد شد. ولى شارع مقدّس در اینجا اصل را شکسته و بایع را ضامن شمرده است.
تلف مبیع قبل از تحویل به مشتری
طبق قاعده «تلف المبیع قبل قبضه من مال بایعه» اگر مبیع قبل از قبض تلف شود، ثمن به مشترى بازمیگردد. برخى از حقوقدانان معتقدند این قاعده برخلاف اصل است. لطفاً بفرمایید اصل مذکور چیست؟
اصل آن است که بعد از اتمام معامله، مبیع منتقل به ملک مشترى میشود، و اگر بایع در حفظ آن کوتاهى نکرده باشد، بهعنوان امانتدار، مسئول تلف آن نیست، و تلف از ملک مالک (یعنى مشترى) واقع خواهد شد. ولى شارع مقدّس در اینجا اصل را شکسته، و بایع را ضامن شمرده است.
انگشتر دست معظم له
طبق فتوای معظم له شرف الشمس اعتباری ندارد، چگونه در دست خود شما چنین انگشتری وجود دارد؟
انگشتر مزبور شرف الشمس نیست بلکه هفتاد اسم از اسماءالحسنی بر آن حکشده است.
معنای احتیاج داشتن دختر به شوهر
طبق فتواى علما درصورتیکه پدر و یا جدّ پدرى غایب باشد و دختر باکره احتیاج به شوهر داشته باشد، اجازه ساقط میشود، معناى احتیاج داشتن به شوهر چیست؟
منظور این است که به سنّى رسیده است که هرگاه شوهر نکند بهزحمت یا به خطر میافتد.
انجام قربانی در وطن و تکلیف نسبت به حلق و تقصیر
طبق فتواى حضرتعالی مقلّدين پس از رمى جمرات مىتوانند در منى قربانى نكنند و آن را پس از بازگشت به وطنشان بجا آورند، آيا چنين اشخاصى مىتوانند در همان روز عيد حلق يا تقصير نموده و از احرام خارج شوند؟
آرى پول قربانى را در انجام، يا در محل خود كنار مىگذارند و حلق يا تقصير مىكنند و از احرام بيرون مىآيند. و براى اينكه ترتيب به هم نخورد همینکه پول قربانى را كنار بگذارد ترتيب حاصل مىشود.
استفاده قصاب از کله و پاچه و پوست قربانی بهعنوان اجرت
طبق فتواى حضرتعالی قربانى را در وطن انجام دادم و قصّاب كله و پاچه و پوست آن را بهعنوان اجرت خود برداشت. اين كار چه حكمى دارد؟
احتياط آن است كه معادل قيمت پوست آن را به فقيرى صدقه دهيد.
بیرون آوردن لباس احرام برای زنان
طبق فتواى بعضى از مراجع كه فرمودهاند: «احتیاطاً زنان هم مثل مردان محرم شوند» آيا زن بعد از پوشيدن حولههاى احرام، مىتواند حولهها را كنار بگذارد و اعمال حج را بالباس معمولىاش انجام دهد؟
زنان مىتوانند در همان لباسهای معمولى محرم شوند و پوشیدن حولههاى احرام لازم نيست و به فرض كه احتیاطاً با آن محرم شوند، بعد مىتوانند بيرون آورند.
حکم انفال در زمان حاضر
طبق ظاهر آیات و روایات، انفال شامل همه دشتها و کوهها و جنگلها و دریاها و... در سراسر جهان است; امّا در شرایط فعلى که مرزهاى جغرافیایى بینالمللی موردقبول همه حکومتهاست آیا انفال هم به این مرزبندیها محدود میشود؟
ظاهر روایات انفال، بلکه صریح بسیارى از آنها، شامل تمام منافع روى زمین است ولى پرواضح است که حاکم اسلامى و ولیفقیه میتواند طبق مصالح مسلمین ضوابط جهانى را ملحوظ دارد.

