مراجعه به مرجع دیگر غیر از مرجع خود در مستحبات
آیا میتوان در مستحبات از مراجع دیگر غیر از مرجع خود تقلید کرد؟ (در جایی که مرجع خودش مستحب نمی داند اما مرجع دیگر می گوید مستحب است)
شرایط تقلید در میان واجب و مستحب تفاوتی نمی کند البته انجام آنچه نزد مرجع دیگری غیر از مرجع خودش مستحب است به قصد رجاء و امید ثواب مانعی ندارد.
معیار قرار دادن تقلید از مراجع اعلام شده جامعه مدرسین
1- اگر مردم از هر کدام از مراجعی که جامعه مدرسین معرفی کرده است تقلید کنند کافی است؟ 2- اگر یقین داشته باشند یکی از آن ها اعلم از دیگری است باز تقلید از دیگری کافی است؟ 3- عده ای از مردم که بخاطر همشهری بودن با یکی از مراجع از او تقلید می کنند و در مورد اعلم بودن او تحقیق نکرده اند، آیا عمل آن ها کافی است؟
مردم می توانند در باره آنها خودشان نیز تحقیق کنند اگر به چیزی اضافه بر آن رسیدند مطابق آن عمل کنند.
تقلید ابتدایی از مرجعی که در کما به سر می برد
تقلید ابتدایی از مرجعی که در کما به سر می برد جایز است؟
نمی شود چه در کما چه مرگ مغزی.
بقا بر تقلید مرجع میّت قبلى که اعلم از میت بعدى و از حی بوده
وظیفه مکلّفى که از چند مجتهد، یکى پس از فوت دیگرى، تقلید نموده و از هرکدام مسائلی را در زمان حیاتشان یاد گرفته، نسبت به بقاء بر تقلید درصورتیکه هر یک از مراجع میّت قبلى، اعلم از بعدى بودهاند و اعلم از حىّ بودهاند؟
باید در مسائلی که از مرجع اوّل تقلید کرده است، بر تقلید او باقى بماند.
مراد از اهل علم در بحث تعیین اعلم
برای تعیین اعلم که در رساله آمده دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند این دو نفر از اهل علم از نظر علمی حداقل باید در چه سطحی باشند مثلا سطح دو حوزه یا سطح سه یا مثلا حداقل مدرس باشند یا نزدیک به اجتهاد باشند؟( لطفا حداقل سطح علمی آن ها را بیان کنید)
باید حداقل مدرس باشد و مجتهد شناس باشد.
ملاک و مبنای تقلید از اعلم
مبنای تقلید از اعلم، عقل است، آیا به این دلیل که برخی از علمای گذشته، تقلید از اعلم را لازم نمی دانند حکم به صحت اعمال کسی داد که از غیر اعلم تقلید می کند؟
تقلید از اعلم در جایی است که فتوای اعلم و غیر اعلم متفاوت باشد در اینجا به حکم عقل و سیره عقلا رجوع به اعلم می شود.
نحوه تعارض در بینه اعلمیت مرجع تقلید
تعارض در بینه اعلمیت مرجع تقلید، چگونه حاصل می شود ؟ اثبات اعلمیت مجتهدی دیگر ، یا نفی اعلمیت همان مرجع تقلید ؟
تعارض بینه با نفی اعلمیت نیز حاصل می شود.
بقا بر تقلید مراجع متوفی مساوی یا مشکوک الاعلمیّه
وظیفه مکلّفى که از چند مجتهد، یکى پس از فوت دیگرى، تقلید نموده و از هرکدام مسائلی را در زمان حیاتشان یاد گرفته، نسبت به بقاء بر تقلید درصورتیکه دو نفر از این مراجع متوفی باهم مساوى یا مشکوک الاعلمیّه بودهاند و هر دو، از میّتِ سوم و از حىّ اعلم بودهاند چیست؟
باید در مسائلی که از مرجع اوّل تقلید کرده است، بر تقلید او باقى بماند.
حکم تقلید از میت درصورتیکه حی اعلم از او باشد
اگر مکلّفى از مرجعِ میّتِ اعلمِ از حىّ تقلید نموده باشد; ولى بعد از فوت ایشان، حىّ، اعلم از میّت و یا مشکوک الاعلمیّه گردیده باشد، در این صورت نظر مبارک را راجع به بقاء بر تقلید بیان فرمایید.
درصورتیکه اعلمیت حىّ محرز شود، باید در مسائل اختلافى به او عدول کند.
اصلاح ارشاد به تقلید از اعلم که در تشخیص اعلمیت آن اشتباه شده
قبلاً تصور می کردیم چندین نفر از اهل خبره قائل به اعلمیت زید هستند لذا این مطلب را برای چند نفر گفتیم و آنان نیز با اعتماد به ما مقلد زید شدند ولی اکنون متوجه شده ایم این تصور اشتباه بوده و بسیاری از آن اهل خبره چنین نظری ندارند و در نتیجه زید نه اعلم است و نه شبهه اعلمیتش وجود دارد، آیا لازم است آن اشخاصی را که به تقلید از زید واداشته ایم، ارشاد کنیم تا مرجعشان را عوض کنند؟
از قضیه شخصیه اطلاعی نداریم ولی چنانچه بر اساس اخبار شما تقلید کرده اند آنچه را واقعیت می دانید به آنها خبر بدهید.
تاثیر علم فلسفه در استنباط احکام
آیا اصولا علم فلسفه تأثیری در نحوه استنباط احکام شرعی دارد یا نه؟ (البته کوتاه و مختصر) و اگر چنین است آیا دانستن این علم تاثیری در اعلمیت فقیه دارد؟ اگر نه آیا سایر علوم فقاهت در استنباط احکام و احراز اعلمیت کافی است و فلسفه نقشی ندارد؟ دوم اینکه آیا معظم له با فلسفه آشنایی و مطالعه دارند؟
1-فلسفه ارتباط کمی با احکام شرع دارد زیرا فلسفه مربوط به تکوین است و احکام شرع مربوط به تشریع.2-دانستن فلسفه تاثیری در اعلمیت ندارد.3-معظم له به مقدار لازم با فلسفه آشنا هستند.

