لازم بودن عقد صلح
آیا عقد صلح در معاملات از عقود لازم است؟
از عقود لازم است که بدون دلیل هیچیک از دو طرف حق به هم زدن آن را ندارند.
از عقود لازم است که بدون دلیل هیچیک از دو طرف حق به هم زدن آن را ندارند.
صلح نیاز به ایجاب و قبول دارد. البته در عقد صلح صیغه خاصی معتبر نیست؛ بلکه هر لفظی که بیانگر معنای صلح باشد، کفایت میکند.
به این معنا است که مالک یک ملک، آن را در شرایط بخصوصی به دیگری صلح میکند؛ به این صورت که: اولاً مالک شرط میکند تا زمانی که زنده است، منافع ملک متعلق به خود او باشد و ثانیاً بعد از فوت مالک یا همان مصالح (کسی که ملک خود را به صلح میدهد)، متصالح (کسی که صلح به نفع او شده است) بهطور ششدانگ مالک مال و منافع آن شود.
رقبی قراردادی است که بین دو نفر انجام میشود و که هرکدام متعهد میشوند مثلاً یکی ملکش را به دیگری میبخشد و میگوید اگر من زودتر فوت کردم ملک برای شما و اگر شما زودتر فوت کردی ملک به من برگردد.
سکنی آن است که به شخصی اختیار دهند از مسکنی، فلان مدت استفاده کند
در صورتی که خانه را واگذار کرده ولی منافع آن را تا زمان فوت نگه داشته و برای بعد از فوت نیز شرطی قائل شده مانعی ندارد.
درصورتیکه سود حاصلشده و مقدار آن مبهم است، صلح کردن اشکالى ندارد ولى قبل از ظاهر شدن سود، صلح جایز نیست.
عقد صلحى است كه بر انجام كار يا پرداخت مال توسط طرفين صلح و يا يكى از آن دو، معلق گشته است.
هرگاه با رضایت داده شود اشکال ندارد و همچنین اگر آن پول به مقدار زیان و خسارتى باشد که به متجاوز علیه واردشده است خواه طرف راضى باشد یا نباشد.
ظاهر اين است كه اين واگذارى بهصورت هبه، يا صلح بلاعوض- كه آنهم مفهوم هبه را دارد- مىباشد، بنابراين چنانچه مورد هبه را تحويل داده، صحيح است و خيار فسخى كه براى خودش قرار داده، آنهم مشكلى ندارد، امّا اگر تحويل نداده باطل است.
سازش طرفين ـ اينكه كسى مال يا حق خود را براى توافق و سازش به ديگرى واگذار كند. (عقدى است كه طى آن طرفين رضايت خود را بر تمليك مال، بخشيدن قرض يا اسقاط حق و ... اعلام مىكنند). انواع آن: صلح معوض، صلح غیر معوض و صلح تعلیقی.