کسی که وظیفه نهی زن از خروج از منزل را در طلاق رجعی دارد
در طلاق رجعى که نباید زوجه مطلّقه از منزلى که با همسر خود در آن زندگى مى کرده خارج شود و نیز زوج حق ندارد تا زمانى که عدّه باقى است زوجه را از منزل بیرون کند، این نهی وظیفه ی کدامیک از زوجین یا محضر طلاق یا دادگاه می باشد؟ اگر در موقع اجراى صیغه طلاق زوجین جدا از هم زندگى کنند، یا طلاق در شهر غربت واقع شود و زوجین اهلّ یک محل نباشند، تکلیف چیست؟
به مقتضاى آیه شریفه قرآن و سایر ادلّه، این نهى وظیفه زوجین است ولى دادگاه یا محضر به مقتضاى مسأله ارشاد جاهل و امر به معروف، آن ها را واقف بر این حکم مى کنند و در صورت جدا بودن مسکن زوجین، چنانچه مطابق رضایت طرفین انجام شده باشد و جدایى آنها به معناى قهر کردن از یکدیگر نباشد، اشکالى ندارد.
وقف هیأت به مسجد خاص
شخصی هیأتی تأسیس کرده و طبق قانون، شورایی هم برای آن قرار داده است و خودش هم مسؤول آن هیئت شده و مجوز فعالیت دریافت کرده است، ایشان هیئت را وقف یک مسجد خاص کرده است، آیا این وقف از دو جهت زیر صحیح است: 1. آیا «هیئت» قابل وقف کردن است؟ 2. آیا مسؤول هیئت اختیار وقف کردن آن را دارد؟
در صورتی که آن را در اداره ثبت به ثبت رسانده اند و شخصیت حقوقی پیدا کرده است کسانی که اختیار هیات را دارند می توانند آن را وقف کنند.
خسارت ناشی از عدم امکان تشخیص بارداری
با توجّه به اينكه باردارى، در هفتههای اوّل از روى ظواهر و گاه با روشهای ساده چندان قابلتشخیص نيست و از طرفى بيشترين عوارض خطرناك روشهای درمانى در همين زمان آنهم بهصورت اختلالات شديد در جنين رخ میدهد و بدين ترتيب، يا به خاطر كمبود امكانات، يا عدم فرصت كافى، يا عدم تمايل بيمار بهصرف هزینههای تشخيص باردارى، يا عدم اطّلاع وى از باردارى و جواب منفى دادن به پرسش پزشك از باردارى وى و حتّى گاهى به علّت عدم امكان تشخيص بهوسیله روشهای مدرن به خاطر جوابهای منفى كاذب آزمایشهای، پزشك نمیتواند تشخيص دهد و يا نمیداند كه بيمار باردار است و روشهای تشخيص درمانى مختلف را براى وى به كار میگیرد; حال در صورت ايجاد عارضه در مادر يا جنين، آيا پزشك معالج مسئول است؟
درصورتیکه راهى براى تشخيص باردارى نباشد و داروها منحصربهفرد باشد و از بيمار اجازه بگيرد مسئول نيست.
استفاده از داروهای تزریقی برای جلوگیری
داروهاى تزريقى وجود دارد كه از طريق عضلانى تزريق میشود و براى مدّت معيّنى اثرات ضد حاملگى دارد. استفاده از اين داروها چه حكمى دارد؟
درصورتیکه ضرر قابلملاحظهای نداشته باشد و همسر راضى باشد، مانعى ندارد.
عدم سقوط حدّ با بازگرداندن مال مسروقه بعد از انشای حکم
در قانون مجازات اسلامى و بعضى از متون فقهى، یکى از شرایطى که براى اجراى حدّ سرقت به طور مطلق بیان شده این است که: «سارق پس از سرقت، مال را تحت ید مالک قرار نداده باشد» آیا شرط مذکور در تمام مراحل رسیدگى، حتّى پس از ثبوت جرم و انشاى رأى نیز جارى مى باشد؟ یا اختصاص به قبل از شکایت نزد حاکم دارد؟
باز گرداندن مال به مالک پس از ثبوت جرم و انشاى رأى، فایده اى ندارد و موجب سقوط حدّ نمى شود.
حکم پیوند عضو قطع شده ی شخص محارب
آیا پس از اجراى حدّ محاربه مى توان به محکوم علیه اجازه داد تا با هماهنگى یک پزشک متخصّص، نسبت به پیوند اعضا جدا شده اقدام نماید؟
محارب حق ندارد عضو قطع شده را پیوند بزند.
تعزیر نبودن تراشیدن سر
آیا می توان زن یا مردی که مرتکب گناهی شده را به عنوان تعزیر یا علاوه بر تعزیر، سر او را تراشید؟
تراشیدن سر مطلقاً جزء تعزیرات نیست و باید راه دیگرى را براى تعزیر، مانند جریمه نقدى یا زندان یا مجازات بدنى، انتخاب کرد; ولى در زندانها گاه براى ملاحظه مسائل امنیّتى سر متّهمین را مى تراشند، و این مربوط به عناوین ثانویّه است.
حکم عقد در صورت نشان دادن فرد دیگری بجای داماد
اگر در امر ازدواج بجای داماد شخص دیگری را به عروس نشان دهند و بعد از عقد، عروس بهناچار از روی حیاء یا خجالت با آن شخص زندگی کند، عقد آنها چه حکمی دارد؟
هرگاه بعداً رضایت داده و با او زندگی کرده است اشکالی ندارد.
رجوع اولیای دم از دیه به قصاص
در صورتى که اولیاى دم تقاضاى دیه کرده باشند، آیا قبل از دریافت آن مى توانند از نظر خود رجوع، و تقاضاى قصاص کنند؟ بعد از وصول دیه چطور؟
بعد از وصول دیه جایز نیست; و قبلا هم اگر مصالحه شرعیّه بر دیه انجام شده باشد، تغییر آن جایز نیست.
ترک رمی از روی فراموشی یا جهل به مسئله
کسی که از روی فراموشی یا ندانستن مسئله رمی جمرات را ترک کرده است، تکلیفش چیست؟
هرگاه كسى از روى فراموشى يا ندانستن مسئله، رمى جمرات را ترك كند لازم است تا روز سيزدهم، هر وقت يادش آمد، يا متوجّه مسئله شد، قضا كند و بهتر اين است آنچه را مربوط به قضاى روز قبل است پيش از ظهر بجا آورد و وظيفه همان روز را بعدازظهر انجام دهد، ولى مانعى ندارد هر دو را در یکوقت بجا آورد؛ (اوّل قضاى روز گذشته، سپس وظيفه همان روز).
نامگذاری به اسم پوریا
پسری دارم پنج سالشه وقتی به دنیا آمد اسمش را گذاشتیم منان ولی ثبت احوال قبول نکرد همسرم اسمش را گذاشت پوریا ولی من از این اسم راضی نبودم و الان هم نیستم احساس میکنم اسم خوبی برای پسرم نگذاشتم خواستم راهنمایی کنید آیا پوریا اسم خوبی هست؟
با توجه به اینکه پوریا اسم یکی از پهلوانان معروف و با ایمان است نامگذاری کودک به این نام مانعی ندارد.

