گمان به اعلم بودن یک مجتهد
اگر مكلّف بعد از مراجعه به اهل خبره، ظن (گمان) به اعلم بودن يك مجتهد داشته باشد، آيا در اين صورت لازم است مطابق ظن خود عمل كند؟
احتياط آن است كه مطابق ظن خود عمل كند.
احتياط آن است كه مطابق ظن خود عمل كند.
آرى مىتوانند به روحانى محل، كه مورد اعتماد آنهاست، رجوع كنند.
هرگاه شك در اعلم بودن چند مجتهد و عدم ترجيح یکی از آنها داشته باشد از هركدام بخواهد میتواند تقليد كند.
هرگاه شناختن «اعلم» بهطورقطع ممكن نشود، احتياط واجب آن است از كسى تقليد كند، كه گمان به اعلم بودن او دارد
«مجتهد» و «اعلم» را از سهراه مىتوان شناخت: اوّل: اينكه خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد. دوم: اينكه دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند، بهشرط اينكه دو نفر عالم ديگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند. سوم: اينكه آنچنان در ميان اهل علم و محافل علمى مشهور باشد كه انسان يقين پيدا كند او اعلم است. اعلم کسی است که در استخراج احکام شرعی از ادلّه شرعیّه داناتر باشد.
وضو صحیح است.
کافی نیست و ملاك يقين است.
در بسیاری از موارد از شئون مرجعیت است زیرا مرجع هم صاحب فتوا است و هم صاحب حکم در موضوعات؛ و داستان معروف تنباکو مصداق روشن این مطلب است.
در غیر موارد ضرورت این کار را ترک کنند.
هرگاه مدّتى تقليد كرده امّا نمىداند تقليد او صحيح بوده يا نه نسبت به اعمال گذشته اشكالى ندارد، (اعمالی که در گذشته انجام داده محکوم به صحت است هرچند نسبت به صحت تقلید شک داشته باشد زیرا شک بعد از عمل صحیح نیست و قاعده فراغ جاری میشود امّا براى اعمال فعلى و آينده بايد تقليدش را صحيح كند ولی درجایی که اصلاً تقلید نکرده اگر اعمال سابق، مطابق فتواى مجتهد انتخابیاش باشد صحيح است وگرنه نظر مرجع خود را درباره آن سؤال کرده و مطابق آن عمل میکند.)
دارا بودن علومى دیگر غیر از فقه و اصول سبب ترجیح فقیهى بر فقیه دیگر نمیشود مگر علومى که در فهم احکام یا تنقیح موضوعات، موثّر بوده باشد.
چنانچه مقدار آب اضافه شده کم باشد و در آب وضو نابود و مستهلک شود اشکالی ندارد .
میتواند یکى از قرائن باشد; ولى بهتنهایی دلیل قطعى نیست.