شرايط وکيل و موکل
وکیل و موکل چه شرایطی باید داشته باشند؟
وكيل و موكّل هر دو بايد عاقل و بالغ و رشيد (كسى كه اموال خود را بيهوده مصرف نكند) باشند و وكالت را از روى قصد و اختيار انجام دهند.
وكيل و موكّل هر دو بايد عاقل و بالغ و رشيد (كسى كه اموال خود را بيهوده مصرف نكند) باشند و وكالت را از روى قصد و اختيار انجام دهند.
اگر بوی الکل بدهد اشکال ندارد.
چنانچه قراردادى با صاحب کارخانه نداشته باشد و او نیز مقصّر در تنظیم دستگاه شناخته نشود، دیهای بر او تعلّق نمیگیرد، در ضمن اگر جبران این خسارت در مواد قانونى استخدام آمده باشد و آنها با توجّه به این مواد، کسى را استخدام کرده باشند، آنهم بهمنزله قرارداد محسوب میشود.
14. لازم نيست طواف در فاصله بين مقام ابراهيم و خانه كعبه باشد؛ بلكه در تمام مسجدالحرام طواف جايز است؛ (بهخصوص هنگام ازدحام جمعیت) ولى در صورت امكان بهتر است از فاصله مزبور تجاوز نكند.15. لازم نيست شانه چپ در تمام حالات محاذى كعبه باشد؛ بلكه همين اندازه كه مطابق معمول همه مردم، خانه كعبه را دور بزند كافى است.16. هرگاه جمعیت طواف كننده بهقدری زياد باشد كه انسان را با فشار و بدون اختيار بهپیش ببرد، ضررى براى طواف ندارد و همين اندازه كه از آغاز نيّت مىكند كه براى طواف به ميان جمعیت برود كافى است. هرچند مىداند فشار جمعیت او را به جلو مىبرد. 17. طواف در طبقه دوّم مسجدالحرام در مقام ضرورت اشكال ندارد. بنابراين، كسانى كه مجبور هستند ازآنجا طواف كنند طوافشان صحيح است و نايب گرفتن لازم نيست. 18. محل نماز طواف واجب، پشت مقام ابراهيم است؛ ولى اگر ازدحام جمعیت زياد باشد، مىتوان عقبتر نماز خواند. بهخصوص، در مواقعى كه جمعیت طواف كننده بهقدری زياد است كه به پشت مقام ابراهيم مىرسد، در اين صورت نبايد مزاحم طواف کنندگان شد و اصرار بر خواندن نماز در پشت مقام داشت و كارهايى كه بعضى از عوام انجام مىدهند و دستها را زنجير مىكنند و مزاحم طواف کنندگان مىشوند، صحيح نيست؛ امّا نماز طواف مستحب را در هر جاى مسجد مىتوان خواند. 19. خواندن نماز طواف به جماعت اشكال دارد، حتّى بهعنوان احتياط و افراد بايد حمد و سوره را بهقدر امكان اصلاح كنند و خودشان بخوانند.20. اگر كسى پس از مراجعه به وطن متوجّه شود طواف يا نماز طواف وى باطل بوده است، ترك محرمات لازم نيست، اگر طواف نساء را درست انجام نداده باشد بايد از رابطه با همسر بپرهيزد تا كسى به نيابت از او طواف نساء بهجا آورد.21. نشستن در حال طواف واجب، براى رفع خستگى مانعى ندارد؛ ولى احتياط آن است كه موالات عرفى به هم نخورد، يعنى فاصله زياد نشود؛22. بهتر است هنگام ازدحام جمعیت، طواف مستحبی را ترك كرد و محل طواف را براى كسانى كه طواف واجب مىكنند آزاد گذاشت.
بيرون آوردن خون از بدن، خواه بهوسیله حجامت باشد، يا جرّاحى، يا مسواك نمودن، يا خاراندن بدن، بهطوریکه خون از آن خارج شود، در غيرِ حالِ ضرورت مكروه است و چون جمعى از فقها آن را حرام مىدانند، احتياط مستحب ترك آن است.
بدون شک هرگاه ورود تولیدات خارجی سبب تضعیف بنیه اقتصادی کشور شود و تولیدکنندگان داخلی گرفتار ضرر و زیان شوند هم دولت وظیفه دارد جلوی چنین وارداتی را بگیرد و هم بازرگانان باید از ورود آن خودداری کنند و تولیدکنندگان داخلی نیز باید دقت کنند که تولیدات آنها طوری باشد که مردم را از خرید کالاهای بیگانه بینیاز کند؛ همچنین جایز نیست تولیدات داخلی را با نشان خارجی بفروشند؛ حتی درصورتیکه مردم از آن آگاهی داشته باشند.
هرگاه ماندن آنها در محل خود موجب فساد شود، مى توان آنها را به محل دیگرى فرستاد.
هرگاه خودش مستطیع نباشد یا حج واجب را انجام داده است و این کار مخالف مقررات حکومت اسلامى نباشد مانعى ندارد.
اگر قصد جدی از سلام کردن داشته باشند به مقداری که موجب عسر و حرج نشود پاسخ دهند.
اگر آن مال تلف شود بايد عوض آن را بدهد، ولى اگر كسى مالى را دست بچه يا دیوانهای ببيند كه ممكن است از بين برود و آن را بگيرد و در نگهدارى آن كوتاهى نكند ضامن نيست.
خونهای بسیار کم در شیر و یا خون دردهان مانند خونهای باقیمانده در ذبیحه نجس نیست ولی خوردن آن حرام است و خوردن آن چنانچه خودبهخود مستهلک شود مانعی ندارد ولی اگر بهقصد خوردن خون آن را مستهلک کنیم، مصداق تعمد در خوردن خون و حرام است.
نگاه كردن در شيشه اتاق، يا شيشه عينك كه پشت آن پيداست، در حال احرام مانعی ندارد. البته شیشههای رفلکس در شب حکم آینه را دارد چراکه در شب تصویر انسان در آن پیدا میباشد.
زنى كه مهريّهاش بهاندازه هزينه حج است، اگر شوهرقدرت پرداخت آن را نداشته باشد، زن حقّ مطالبه ندارد و مستطيع محسوب نمىشود؛ و اگر زوج قادر بر پرداخت باشد و مطالبه آن براى زن مفسدهاى ندارد، درصورتیکه شوهر نفقه و مخارج زن را بپردازد، لازم است مهريّهاش را مطالبه نموده و به حج برود؛ امّا اگر مطالبه مهريّه مشكلى در زندگى زن ايجاد مىكند و ممكن است به اختلاف يا مانند آن منتهى شود، مستطيع نمىباشد.