خواندن صیغهی عقد دائم بهشرط محرمیت
صيغه عقدى بهصورت دائم بين زوجين خواندهشده و در ضمن آن شرط شده كه اين صيغه فقط براى محرمیت است، آیا اين صيغه با اين قيد درست است؟
عقد مذكور صحيح است، ولى اين شرط خالى از اشكال نيست.
عقد مذكور صحيح است، ولى اين شرط خالى از اشكال نيست.
صنعتگر يا كارگرى كه درآمد او از مخارج سالش كمتر است میتواند كسرى مخارجش را از زكات بگيرد و لازم نيست ابزار كار يا سرمايه و ملك خود را به مصرف مخارج برساند.
هرگاه در مجموع، سودی اضافه بر آن پول دریافت دارند حرام است مگر به مقدار کارمزد یعنی هزینه صندوق.
هرگاه سرمايه گذارى مردم تحت ضوابط مضاربه باشد، و آنچه به آنها جايزه مى دهند به عنوان سهم سرمايه گذاران در اين مضاربه باشد مانعى ندارد والّا باطل اس. در ضمن مادام كه سودى در مضاربه ظاهر نشود دادن پول به اشخاص اشكال دارد؛ ولى در مجموع به نظر مى رسد كه اين كار خالى از اشكال نيست، بنابراین شما عزيزان آلوده به اين كار نشويد.
این کار در واقع شبیه به نوعى قمار و لا تار پیچیده است، و ریشه آن متأسّفانه از غرب مى باشد، و نتیجه آن این است که در مرحله اوّل بیش از شش میلیون تومان کارمزد دریافت مى شود، و هفتصد هزار تومان وام داده مى شود، که آن هم به کیسه مؤسّسه برمى گردد! کارمزد عبارتست از حق الزّحمه عادلانه کسانى که در آن مؤسّسه کارى انجام مى دهند، که به مقدار کارشان باید به آنها مزدى داد. و نام کارمزد بر شش میلیون تومان گذاشتن در یک مرحله نوعى فریب است و حتماً شما عزیزان مایل نیستید آلوده این مسأله غیر مشروع شوید.
سزاوار است از طرق ممکن، براى پاک کردن آلودگیها به مقدارى که موجبات آن را فراهم ساختهاند، تلاش کنند.
در صورتی که سبب تقویت کفر نشود اشکال ندارد و به مقدار واجب آن ترک نشود.
صلح کردن دو چيز از يك جنس با یکدیگر بهگونهای كه وزن آنها معلوم نیست و احتمال کموزیاد بودن است اشكال دارد.
اگر انسان با ديگرى در امرى كه مورد اختلاف است يا امكان دارد مورد اختلاف و نزاع واقع شود سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت يا حقّ خود را به ديگرى واگذار نمايد، يا از طلب يا حقّ خود بگذرد و اين واگذارى بدون عوض باشد «صلح غيرمعوّض» نام دارد و صحيح است.
به این معنا است که مالک یک ملک، آن را در شرایط بخصوصی به دیگری صلح میکند؛ به این صورت که: اولاً مالک شرط میکند تا زمانی که زنده است، منافع ملک متعلق به خود او باشد و ثانیاً بعد از فوت مالک یا همان مصالح (کسی که ملک خود را به صلح میدهد)، متصالح (کسی که صلح به نفع او شده است) بهطور ششدانگ مالک مال و منافع آن شود.
سازش طرفين ـ اينكه كسى مال يا حق خود را براى توافق و سازش به ديگرى واگذار كند. (عقدى است كه طى آن طرفين رضايت خود را بر تمليك مال، بخشيدن قرض يا اسقاط حق و ... اعلام مىكنند). انواع آن: صلح معوض، صلح غیر معوض و صلح تعلیقی.
ارشد در این گونه موارد، آگاه تر در مدیریّت امور اقتصادى و اداره امر موقوفه است.