حداقل و حداکثر در مهرالمثل
در مواردى که مهرالمثل واجب میشود، آیا حدّ اقل یا حداکثری وجود دارد؟
ظاهر این است که در مهرالمثل حدّ معینى نیست، والا مهرالمثل صدق نمیکند و روایاتى که خلاف آن را بگوید ظاهراً معمول بهاى اصحاب نیست.
ظاهر این است که در مهرالمثل حدّ معینى نیست، والا مهرالمثل صدق نمیکند و روایاتى که خلاف آن را بگوید ظاهراً معمول بهاى اصحاب نیست.
نذر دو قسم است: نذرى كه به صورت «مشروط» انجام مىشود، مثلًا مىگويد: چنانچه مريض من خوب شود انجام فلان كار براى خدا بر عهده من است (اين را «نذر شكر» گويند) يا اگر مرتكب فلان كار بد شوم فلان كار خير را براى خدا انجام خواهم داد (و آن را «نذر زجر» گويند)، دوم نذر مطلق است و آن اينكه بدون هيچ قيد و شرطى بگويد: «من براى خدا نذر مىكنم كه نماز شب بخوانم» و همه اينها صحيح است.
قبل از مدّت مقرّر نیازى به تقاضاى اعسار نیست. اگر این تقاضا مطرح شود، نسبت به بعدازآن مؤثر خواهد بود. ضمناً در مورد دیه اعضا، درصورتیکه زیاد نباشد، احتیاط واجب آن است که فوراً پرداخت شود ولى اگر زیاد باشد (حدود یکسوم دیهیا بیشتر)، زمانبندی فوق در آن جاری است.
به هنگام طواف كردن به هر شكل برود مانعى ندارد؛ مىتواند آهسته يا تند، سواره يا پياده راه برود، يا حتّى بدود، ولى بهتر آن است كه بهطور عادى و با آرامش راه برود و ذكر خدا گويد.
هرگاه ضرر نگفتن بیش از ضرر گفتن باشد، لازم است آن خبر بیان شود.
اصل آن است که بعد از اتمام معامله، مبیع منتقل به ملک مشترى میشود، و اگر بایع در حفظ آن کوتاهى نکرده باشد، بهعنوان امانتدار، مسئول تلف آن نیست، و تلف از ملک مالک (یعنى مشترى) واقع خواهد شد. ولى شارع مقدّس در اینجا اصل را شکسته، و بایع را ضامن شمرده است.
این کار در مردان نوعى عبرت و در زنان براى رعایت اصول عفت است.
احتیاط واجب آن است که بلافاصله بعد از حج بجا آورد و تأخیر نیندازد و اگر ناچار به تأخیر شد، قبل از پایان ذیالحجه بجا آورد.
شش چيز بر معتكف حرام است: 1.آميزش با همسر. 2.استمنا بنابر احتياط واجب. 3.بوى خوش. 4 و 5. خريد و فروش. 6.ممارات و مجادله.
عنوان جنین از همان لحظه انعقاد نطفه به آن اطلاق میشود و تفاوتی بین لقاح طبیعی و مصنوعی نیست.
تمام کسانى که از مال ارث میبرند حقّ قصاص دارند مگر زوج و زوجه که حقّ قصاص ندارند ولى در دیه سهیماند.
گوسفندى را که نذر امامزاده کرده، باید گوشت آن را به زوّار و فقراى آن محل بدهد و چنانچه خودش نیز جزء زوّار باشد مى تواند سهمى از آن ببرد.
هرگاه گوش حيوان را براى نشانه و علامت مقدارى چاك داده، يا سوراخ كرده، يا كمى از آن را بريده باشند ضررى ندارد.
در فرض سؤال کفایت از حجةالاسلام نمی کند.
مار حرام گوشت است.