اعلمیت در اصول فقه
اگر انسان بتواند تشخیص دهد که فلان مرجع ازنظر مبانى اصولى قویتر است آیا این تشخیص، در اعلم بودن آن مرجع دخیل است؟
اعلم بودن تنها به آگاهى و اعلمیت در علم اصول حاصل نمیشود بلکه شرایط دیگرى نیز دارد.
اعلم بودن تنها به آگاهى و اعلمیت در علم اصول حاصل نمیشود بلکه شرایط دیگرى نیز دارد.
در فرض سؤال وضو صحیح بوده و عملاً جبیره حاصل شده است.
خروج معتكف از مسجد در موارد زير جايز است:الف) براى اداى شهادت در دادگاه.ب) براى شركت در نماز جمعه، ولى براى شركت در نماز جماعت با توجّه به اينكه نيازى به اين كار نمى باشد، جايز نيست; زيرا در مسجد جامع معمولا نماز جماعت برپا مى شود. ج) جهت حضور در تشييع جنازه مؤمنين و عیادت مریض؛ هر چند اين امور بر او واجب نشده باشد. د) در ساير ضروريات عرفيّه، يا شرعيّه واجب(مانند غسل)، چه مربوط به امور دنيايى باشد، يا مربوط به امور آخرت. چه به مصلحت خودش باشد، يا مصلحت ديگرى آن را اقتضا كند. و به فتواي ما به طريق اولي در مورد امتحانات سرنوشت ساز هم مجاز است؛ البته به طوري که صورت اعتکاف بهم نخورد مثلا حدود يکي دو ساعت و بیشتر نباشد. ولى در غير موارد مذكور نبايد از مسجد خارج شود.
درصورتیکه خطرناک نباشد و موجب صدمهای نشود، اشکالى ندارد.
اگر كسى بگويد كه ميّت وصیت كرده فلان مال را به من بدهيد چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصديق كنند، يا قسم بخورد و يك مرد عادل هم گفته او را تصديق نمايد، يا يك مرد عادل و دو زن عادله، يا چهار زن عادله گواهى دهند، بايد به گفته آن شخص عمل شود و اگر موقع وصیت مرد عادلى حضور نداشته تنها يك زن عادله شهادت دهد بايد یکچهارم آن مال را به او دهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند بايد سهچهارم آن را به او دهند و نيز اگر دو مرد كافر ذمّى كه در دين خود عادل باشند گفته او را تصديق كنند درصورتیکه ميّت ناچار بوده كه وصیت كند و مرد و زن مسلمان عادلى هم در آنجا نبوده بايد به وصیت عمل شود.
مولوی شاعر زبردستی بود و مطالب عرفانی در مثنوی او فراوان است ولی عقیده صوفی گری داشت و مسئله سماع و رقص و امثالذلک ناشی از همین است؛ و نمیتوان به همه گفتههای او اعتماد کرد.
باید کارى کرد که امربهمعروف و نهى از منکر با این امور مخلوط نشود; ولى نظرهاى قهرى اشکال ندارد.
در فرض سؤال اشکال ندارد.
جعاله با هر عبارتی که بر درخواست انجام دادن عمل در برابر پرداخت اجرت از سوی جاعل دلالت کند، صورت میگیرد و بر زبان راندن الفاظ ویژهای لازم نیست؛ و در مورد عامل هم اگر کار را آغاز کند، بهمنزله قبول اوست.
مال مخمس هرسال تنها نسبت به سال قبل معتبر است.
اگر مالی دارند باید هزینه کفن و دفن را از مال خودشان بپردازند.
خمس دارد و باید به مقداری که یقین دارید بپردازید.
احتیاط واجب آن است که زکات را بپردازد ولی اگر قبل از ماه دوازدهم این کار را بکند زکات به او تعلق نمیگیرد.
هنگامیکه حاكم شرع مبسوط اليد است يعنى میتواند احكام اسلام را اجرا نمايد احتياط واجب آن است كه زكات را به او دهند، يا به اجازه او مصرف كنند و اقدام اشخاص به تقسيم آن بدون اذن حاكم شرع در اين صورت اشكال دارد.
اگر یقین ندارد که از مال حرام است براى او اشکالى ندارد و اگر یقین دارد چنانچه مقدار حرام و صاحبانش شناختهشده نیستند، واجب است خمس آن را بپردازد و بقیّه پاک میشود.