استفاده از وجوهات برای فردی که درآمد کافی دارد
آیا روحانیای که درآمد کافی دارد حق دارد در زندگی شخصی از وجوهات استفاده کند؟
درصورتیکه حاکم شرع اجازه دهد اشکالی ندارد.
درصورتیکه حاکم شرع اجازه دهد اشکالی ندارد.
درصورتیکه آن خانواده نسب خویشاوندی با او نداشتهاند چیزی از اموال او را ارث نمیبرند، اگر ممکن است وارثان واقعی را پیدا کنند و به آنها بدهند و اگر دسترسی نیست آن اموال را باید به حاکم شرع داد و زیر نظر او صرف نیازمندان بشود.
درصورتیکه مسجد موقوفاتی نداشته باشد نیازی به متولی ندارد و درصورتیکه موقوفاتی دارد متولی توسط واقف به هنگام وقف تعیین میشود و اگر واقف متولی را تعیین نکرده توسط حاکم شرع تعیین میشود.
الف: اگر ممکن است از متولی و در صورت نبودن متولی، از حاکم شرع زمین را برای ساختن مسجد اجاره کنند و عدّهای از معتمدین محل پاى این سند را امضا نمایند که فراموش نشود و هرساله مالالاجاره آن را صرف مجالس عزادارى سیّدالشّهداء (علیهالسلام) بنمایند و مدّت اجاره نیز مشخص و محدود باشد که بعد از پایان مدّت، مجدداً اجاره کنند.ب: اگر زمین موقوفه باشد و مسجدی در آن بسازند زمین نمیتواند وقف مسجد محسوب شود و اگر ساختمان را وقف مسجد کردهاند احتیاط آن است که با آن طبق احکام مسجد عمل شود.
احتیاط آن است که از متولی اجازه بگیرند ولى اگر متولی نسبت به مصالح مسجد مخالفت یا بیاعتنایی کند از حاکم شرع اجازه بگیرند، ولی اگر برخلاف آن کارى انجامشده، ضررى به نمازخواندن در مسجد و حتّى ساختمانهای جدید نمیرساند.
عدالت امامجمعه و جماعت و حاکم شرع و مرجع تقلید شرط است منتها اثبات عدالت از طرق مختلف امکانپذیر است. مثلاً امام جماعتی در مسجد معروف شهر ایستاده و افراد ظاهرالصلاحی به او اقتدا کردهاند، این مقدار کافی است و در مورد امامجمعهها میدانیم تا تحقیق کامل درباره آنها نشود به این مقام منصوب نمیشوند.
آدم سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مى كند، همچنين كسى كه حاكم شرع او را به خاطر ورشكست شدن از تصرّف در اموالش جلوگيرى كرده، نذرهاى مربوط به اموالشان صحيح نيست.
لازم است زوج بپذيرد و در صورتي که زوجه در مشقت و عسر و حرج باشد حاکم شرع می تواند از طرف زوج مابذل را بپذيرد.
نمى تواند با مرد دیگرى ازدواج کند، مگر این که یقین به فوت او پیدا کند یا مراجعه به حاکم شرع کرده تا او دستور تحقیق درباره شخص مورد نظر را صادر نماید و پس از طىّ مراحل شرعى او را طلاق دهد.
به سه روش امکان دارد:1- ابتدا اگر زن مهریه را طلبکار است ، کل مهریه را به شوهر می بخشد و نماینده آن بخشش را از طرف شوهر قبولمی کند و اگر کل مهریه را گرفته، مبلغی یا مالی را که در عرف مناسب میدانند به نماینده حاکم می دهد و نماینده از طرف مرد قبول می کند و بعد نماینده این صیغه را می خواند: ولایتاً عن قِبَلِ الحاکم الشرعی زوجة احمد خلعتها علی ما بذلت هی طالق.2- ابتدا مقداری یا تمام مهریه زوجه را از طرف زوجه به زوج بذل می کند سپس می گوید:زوجة فلان خلعتها علی ما بذلت هی طالق مرة هی طالق طلقة3- پس از بذل تمام یا بخشی از مهر از طرف زوجه به زوج می گوید:4- عن قبل الحاکم الشرعی زوجة فلان خلعتها علی ما بذلت هی طالق مرة طالق طلقة
احتیاج به طلاق نیست، بعد از ارتداد از هم جدا مى شوند.