ضامن خسارت بدون تقصیر عامل در مضاربه
اگر در مضاربه خسارتى بدون تقصير از سوى «کار کننده» حاصل شود، مربوط به کیست؟
در فرض سؤال، مربوط به سرمايه است و نمیتوان خسارت را بر عهده عامل (كار كننده) قرارداد، يا در ميان هر دو تقسيم كرد.
در فرض سؤال، مربوط به سرمايه است و نمیتوان خسارت را بر عهده عامل (كار كننده) قرارداد، يا در ميان هر دو تقسيم كرد.
جایز نیست مگر در ضمن عقد خارج لازم دیگر.
درصورتیکه این درصد کمتر از مجموع سود حاصله باشد مانعی ندارد.
درصورتیکه شرط کنند عامل ضرر را بر عهده بگیرد یا سرمایهگذار ضرر را نپذیرد، معامله صحیح نخواهد بود و حکم وام را دارد و در وام تمام سود متعلق به عامل است و ضرر هم بر او خواهد بود. مگر اینکه همانطور که گفتهایم در عقد خارج لازم حقیقی شرط کنند زیانهای مضاربه بر عهده عامل باشد.
اگر فرد بدسابقه یا متّهمی نباشد باید بپذیریم و چون سرمایه در دست عامل امانت است، سرمایهگذار تنها میتواند او را قسم دهد. «لیس علی الأمین إلاّ الیمین».
درصورتیکه خود عامل داوطلبانه برای جلب اعتماد سرمایهگذاران ضرر را قبول کند، مانعی ندارد.
درصورتیکه سود حاصلشده و مقدار آن مبهم است، صلح کردن اشکالى ندارد ولى قبل از ظاهر شدن سود، صلح جایز نیست.
آرى صدق میکند و مضاربه ازنظر ما اعم از تجارت و توليد و خدمات است.
1. چنانچه شرکتهای مذکور که ربا میدهند متعلق به کفار باشد اشکالی ندارد.2. درصورتیکه با پول شما مضاربه کنند و بخشی از سود را به شما بپردازند اشکالی ندارد.
1و2-هر سه واحد موقوفه محسوب می شود و حکم وقف را دارد و فروش آن جایز نیست؛در ضمن در چنین مواردی باید چنین کاری تنها راه حل مشکل موقوفه باشد و قرار داد به نحوی تنظیم گردد که مصلحت موقوفه رعایت گردد.
1-قتل خطای محض محسوب می شود و دیه ی آن بر عهده ی عاقله ی صغیر می باشد.2-در صورتی که حاکم شرع صلاح بداند صغیر را تعزیر نموده و تعزیر تأدیبی محسوب می شود.3-حاکم شرع او را تعزیر می کند.
هرگاه كفش كسى را ببرند و كفش ديگرى به جاى آن بگذارند، چنانچه بداند كفشى كه مانده مالكسى است كه كفش او را برده و اين كار عمداً انجام شده و دسترسى به آن شخص نيست، مى تواند آن را به جاى كفش خود بردارد و چنانچه دسترسى به حاكم شرع دارد از او اجازه بگيرد و هرگاهقيمت آن از كفش خودش بيشتر باشد بايد هر وقت صاحب آن پيدا شد زيادى قيمت را به او بدهدو اگر از پيدا شدن او مأيوس شود زيادى را از طرف صاحبش صدقه مى دهد، ولى اگر يقين دارد يا احتمال مى دهد كفشى كه مانده مال كسى نيست كه كفش او را برده، چنانچه از پيدا كردنصاحب آن مأيوس باشد بايد آن را صدقه دهد.
در صورتى که یقین به رضایت صاحبان آن داشته باشد اشکال ندارد. در غیر این صورت، اگر کفشىرا که برده اند قیمتش مساوى یا بیشتر از کفشى باشد که به جا گذارده اند، مى توان به عنوان تقاص برداشت و اگر کفش به جا مانده قیمتش بیشتر باشد، باید معادل مقدار اضافى را به شخص فقیرى پرداخت کرد.
هرگاه مالى پيدا كند كه اگر بماند فاسد مى شود مانند بسيارى از غذاها و ميوه ها بايد تا مدّتى كه فاسد نمى شود آن را نگه دارد، بعد قيمت كند و خودش آن را مصرف نمايد يا بفروشد و پولش را نگه دارد و اگر صاحب آن پيدا نشد از طرف او صدقه دهد و احتياط مستحب آن است كه اگردسترسى به حاكم شرع دارد از او اجازه بگيرد.
چنانچه مخارج مختصرى است خودش بر عهده بگیرد امّا اگر مخارج سنگینى دارد و هیچ راهی براى رساندن به صاحبش جز صرف این مخارج نیست مى تواند از آن پول بردارد.