حکم فسخ نکاح در صورت بیماریهای روحی و عصبی زوج
زوجهای در دوران عقد متوجّه بیمارى روحى و عصبى صعبالعلاجی در همسرش میگردد، بهگونهای که عوارض بیمارى (شوکهای عصبى، ضعف شدید جسمى، بیثباتی شخصیتی، نابینایى موقّت، غش و مانند آن) زندگى را براى وى مخاطرهآمیز ساخته است. حال، نظر به ترس و نگرانى زوجه از زندگى مشترک و ضرورت درمان طولانى چندساله و نبودن عزم جدی بر معالجه در زوج و خانواده وى، آیا زوجه در چنین شرایطى شرعاً میتواند درخواست طلاق نماید؟ و در صورت جدایى آیا پرداخت مهریّه و نفقه بر عهده زوج است؟
درصورتیکه قبلاً زوج و کسان او اظهار داشتهاند که از سلامت کامل برخوردار است، زوجه میتواند بهعنوان تدلیس، نکاح را فسخ کند، در غیر این صورت هرگاه ثابت شود زندگى با آن مرد مستلزم عسر و حرج شدید است، حق دارد از حاکم شرع تقاضاى طلاق کند و طلاق در این صورت جنبه خلع خواهد داشت که معمولاً با بذل مهریّه انجام میشود مگر اینکه با زوج توافق دیگرى شود.
حکم نکاح در صورت بیماری پیسی مرد
زوجهای به علّت بیمارى پیسى زوج (بیمارى برص که در هر دو پا و هر دو دست اوست) از تناول غذا با زوج و نیز در انجام وظایف زناشویى با او کراهت دارد. حال با توجّه به اینکه بیمارى زوج مسلّم و مبتنى بر گواهى پزشکى قانونى است و با عنایت به اینکه اقوام و خویشاوندان زوجه به لحاظ بیمارى زوج محدودیّت شدیدى در رفتوآمد خود قائل شدهاند و تقریباً قطع رابطه نمودهاند و حتّى مردان آنها حاضر به دست دادن با زوج نیستند، آیا چنین وضعیّتى براى زوجه «عسر و حرج» محسوب میشود؟
اگر ترس آنها از سرایت بیمارى مزبور ازنظر پزشکى بجاست و پزشکان آن را تأیید میکنند، عسر و حرج در فرض بالا مسلّم است.
عیبهای مخصوص زنان
زوج در چه مواردى حقّ فسخ عقد نكاح را دارد؟
هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه همسرش يكى از هفت عيب زير را دارد میتواند عقد را فسخ كند: ۱. ديوانگى ۲. بيمارى خوره ۳. بيمارى برص ۴. كور بودن ۵. شَل بودن، بهطوریکه آشكار باشد ۶. افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائطش يكى شده باشد و بهطورکلی پارگى طورى باشد كه قابلاستفاده براى آميزش جنسى نباشد) ۷. گوشت يا استخوان يا غدّهای در او باشد كه مانع نزديكى شود؛ و چنانچه مرد به سبب يكى از اين عيوب عقد را به هم بزند نياز به طلاق نيست، همان فسخ كافى است.
عدم حق فسخ در صورت مخالفت شوهر با اشتغال همسر
زوج در موقع ازدواج، با اشتغال زوجه در خارج از منزل موافقت کرده و متعهّد شده که ممانعت نکند، حال پس از گذشت چند سال از ازدواج و اشتغال زوجه، مانع ادامه کار او شده است، آیا زن در اینجا حقّ فسخ دارد؟
مرد باید بهشرط خود عمل کند و اگر شوهر تخلّف نمود زن میتواند تقاضای طلاق نماید.
اختلاف زوجین در هبه یا مهریه بودن اموال دادهشده به زن
زوج در طول مدت زندگی مشترک خود با زوجه (عقد دائم) منزل مشترکی را بهصورت مشاع خریداری مینماید که در ضمن معامله سه دانگ مشاع از آن منزل را به نام زوجه مینماید، اما کل ثمن معامله را زوج پرداخته و در آن منزل مشترک مبالغ زیادی را جهت بازسازی و نما ظاهری هزینه مینماید، همچنین برای وی (زوجه) دو دستگاه خودرو گرانقیمت خریداری مینماید که یکی را زوجه فروخته و ثمن آن را به مصرف شخصی خود رسانده و دیگری درید او در حال حاضر است زوجین اکنون در شرف مفارقت و جدایی از یکدیگر میباشند و در باب مهریه به اختلاف رسیدهاند، ازآنجاکه زوج در زمان خرید منزل مسکونی و خودروها قصد بخشش و هبه نمودن به وی را نداشته بلکه قصد ایفای دین مهریه زوجه را داشته و با توجه به اینکه اصل نیز بر عدم تبرع است، آیا اکنون میتواند ثمن پرداختی برای آن اموال را از بابت دین مهریه زوجه محاسبه نموده و نسبت به آن تهاتر نماید؟ با توجه مطالب یادشده، در فرض سؤال کدامیک باید دلیل و بیّنه ارائه دهد؟
اگر مرد معتقد است بهعنوان مهریه داده قول او مقدم است.
بخشش مدّت عقد توسط مرد در حال عصبانیّت
زوج در حال عصبانیت و ناراحتى و اختلاف با زوجه موقّت خود، ابراى مدّت و زمان عقد مینماید ولى بلافاصله نادم و پشیمان میگردد آیا زوجه با این ابرا میتواند با دیگرى ازدواج نماید و یا ابرا صحیح نیست و زوجیت باقى است؟
اگر در حال عصبانیت عقل و شعور خود را ازدستداده ابراى مدّت صحیح نبوده اما اگر این کار را از روى شعور و عقل کرده هرچند عصبانى بوده ابراء صحیح بوده است.
مستثنیات دین محسوب نشدن منزل مسکونی که رفت آمد به آن ندارد
زوج به مدت بیش از سی سال است که در کانادا زندگی می کند و صاحب گذرنامه و تابعیت کانادایی است. زوجه مهریه را به اجرا گذاشته و به اندازه قدرالسهم ( سه دانگ) از منزل مسکونی متعلق به شوهر را توقیف کرده است. با عنایت به آنکه مرد ساکن کانادا و در آن کشور صاحب منزل مسکونی است آیا می تواند منزل مسکونی خود در ایران را به عنوان مستثنیات دین معرفی نماید؟
در صورتی که دارای منزل مسکونی در محل سکونت است و رفت و آمد به ایران ندارد و یا نیازی به به این خانه نیست، جزء مستثنیات محسوب نمی شود.
مشخص نبودن تقدم و تأخر زمان مرگ موصی و وصی
زوج به زوجه وصیت میکند که بعد از فوتش ثلث کل اموالش را پس از کسر دیون و هزینههای دفن و کفن و... نصف باقیمانده از ثلث را خودش تملک نماید و نصف دیگر را به تملیک فرزند صغیرشان درآورد، در اثر سانحهای زوج و زوجه فوت میکنند بهطوریکه مقدم و مؤخر بودن فوت هیچکدام معلوم نمیشود؛ به نظر حضرتعالی در این فرض وراث زوجه میتوانند نصف ثلث مذکور را تملک نمایند؟ و نصف دیگر ثلث به تملک فرزند صغیر درمیآید؟
با توجه به این که به وصیت عمل نشده، اموال به ملک مرد باقی مانده و باید طبق احکام مهدوم علیهم درباره ارث آنها عمل شود.
اجازه شوهر برای انجام عمره
زوج، زوجه عقد بسته خود را از رفتن به عمره منع کرد، ولى با توجّه به اینکه هنوز زوجه در خانه پدر هست و نفقهخور همسرش بهحساب نمیآید; عازم سفر عمره گردید، آیا سفر زوجه سفر معصیت است؟ آیا احرام او صحیح میباشد؟ بههرحال وظیفه فعلى زوجه چیست؟
احتیاط واجب آن است که رضایت شوهر را جلب کند و حج و عمره او درهرحال صحیح است، ولى احتیاط آن است که نمازهاى خود را جمع بخواند و اگر سفر اوّل او باشد، خواه براى حج یا عمره، اجازه شوهر شرط نیست.
عدم جریان حکم پاک شدن حیوان با زوال عین نجاست در غیر حیوان
زوال عین در حیوانات موجب پاک شدن میشود. آیا نمیتوان گفت که این مسئله در غیر حیوان (کلیه جمادات بهغیراز لباس و بدن و سایر چیزهایی که در ارتباط با انسان هستند) بهطریقاولی صادق است؟
این حکم تنها در مورد حیوانات است و در غیر آنها جاری نیست.
برداشتن آب از سقاخانه حرم امام بهقصد تبرک
زوار امام رضا آبی که زوار از سقاخانه بهعنوان تبرک میبرند جایزاست؟ چه حکمی دارد؟
به مقدار کمی که برای شفا و تبرک برمیدارند مانعی ندارد.
حکم ادعای تأهل زن بعد از ازدواج
زنی گفته شوهر ندارم و با مردی عقد کرده حال بعد از چند سال زندگی میگوید شوهر داشتم آیا بهصرف این ادّعا عقدش باطل است؟
درصورتیکه نتواند ادّعای خود را ثابت کند از او پذیرفته نیست.
شک در تخمیس مبلغ ثبتنامی حج
زنی که چندین سال قبل شوهرش او را برای حج ثبتنام کرده و هماکنونکه نوبتش رسیده، شوهرش فوت کرده و نمیداند آیا شوهرش خمس مبلغ ثبتنامى را داده یا نه، تکلیفش چیست؟
اگر شک دارد، بگوید انشاءالله خمس آن را داده است.
وظیفه زن مضطربه
زنی که چند ماه خون دیده، امّا عادت معینی پیدا نکرده است تکلیف او چیست؟
اگر ده روز يا كمتر خون ببيند همه اش حيض است و اگر بيشتر از ده روز ببيند چنانچه بعضى نشانه حيض داشته باشد و از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد، حيض محسوب مى شود و اگر همه اش يك جور باشد مطابق عادت خويشاوندان خود عمل مىكند (اگر عادت همه يا اكثريّت قاطع آنها يكسان باشد) و هرگاه عادت آنها مختلف باشد، احتیاط واجب آن است كه عادت خود را هفت روز قرار دهد.

