حکم پوشاندن ابروی اصلاحشده
اگر زنی ابروی خود را اصلاح کند لازم است آن را از دید نامحرم بپوشاند؟
پوشاندن ابروي اصلاحشده زنان واجب نيست اما اگر بهگونهای باشد که حالت تندي داشته باشد و منشأ فساد شود بايد آن را نيز پوشاند.
پوشاندن ابروي اصلاحشده زنان واجب نيست اما اگر بهگونهای باشد که حالت تندي داشته باشد و منشأ فساد شود بايد آن را نيز پوشاند.
هرگاه آن صدا متناسب مجالس لهو و فساد باشد، جایز نیست.
1- در این گونه موارد به هیچ وجه، حکم قرعه جارى نمى شود، و باید دیه در میان دو یا چند نفر به طور مساوى تقسیم شود. 2- از جواب بالا معلوم شد.
وجود انگشتر و دستبند و مانند آن اگر مانع رسيدن آب نباشد، براى وضو ضررى ندارد و مى تواند آن را جابه جا كند تا آب به زير آن برسد و شسته شود و اگر بعد از وضو، انگشتر يا مانع ديگرى در دست ببيند و نداند موقع وضو بوده يا نه، وضوى او صحيح است، به شرط اين كه احتمال بدهد در حال وضو توجّه به اين امر داشته است.
اشکالی ندارد بهشرط آنکه مانع از گوش دادن به خطبهها نشود.
در محاسبه تورّم، تورّم متوسط اجناس مختلف را در نظر مي¬گيرند هرچند تورّم آن جنس بيشتر يا کمتر باشد.
قرآن مجيد در يك عبارت كوتاه و پرمعنى مىفرمايد: «( و َلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا براى خدا بر مردم است كه حج خانه او كنند، آنها كه توانايى رفتن بهسوی او دارند». و در ذيل همين این مىفرمايد: «(وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنَّ الله غَنِىٌّ عَنِ الْعالَمينَ)؛ و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان بىنياز است». جمله «براى خداست بر مردم...» به ضميمه تعبير به «كفر» در مورد كسانى كه حج واجب را ترك مىكنند، اهميت فوقالعاده آن را در اسلام کاملاً روشن مىسازد. قابل توجّه اینکه در تفسير این شريفه 72 سوره اسراء: (و َمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلًا). از امام صادق 7 روایتشده كه يكى از مصاديق این، كسى است كه حج واجب خود را پيوسته به تأخیر مىاندازد تا مرگ او فرا مىرسد (او در قيامت نابينا خواهد بود).در حديث ديگرى آمده است: «هركس حج واجب را بدون عذر ترك كند، روز قيامت يهودى يا نصرانى محشور مىشود». و در مقابل، براى حج آنچنان پاداشهای عظيمى در روايات اسلامى واردشده، كه درباره كمتر عملى ديده مىشود.چنانكه در حديثى از امام صادق 7 مىخوانيم: «كسانى كه حج و عمره بهجا آورند ميهمان خدا هستند، هر چه بخواهند خدا به آنها مىدهد و هر دعايى كنند به اجابت مىرسد و اگر درباره كسى شفاعت كنند پذيرفته مىشود... و اگر در اين راه بميرند خداوند تمام گناهان آنها را مىبخشد». و نيز در حديث ديگرى از پيامبر اسلام 9 مىخوانيم: «اَلْحَجُّ المَبْرُورُ لَيْسَ لَهُ جَزاءٌ الا الجَنَّة؛ حج مقبول پاداشى جز بهشت ندارد!». و در حديث سوّم از همان حضرت مىخوانيم: «مَنْ حج الْبَيْتَ... خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ؛ كسى كه حج بهجا آورد از گناه پاك مىشود، همانند روزى كه از مادر متولّد شده است». و اين بزرگترین موهبت و برترين افتخار و بالاترين پاداش است.
۱- چنانچه اين روش مانند ساير روشها سبب عقيم شدن باشد جايز نيست; مگر در موارد ضرورت.۲- اگر لمس و نظر لازم نيايد، ازاینجهت مشكلى نيست.
اگر واقعاً رضايت قلبى نبوده عقد باطل است؛ ولى بهحسب ظاهر بعد از اجراى صيغه آنها زن و شوهرند مگر اینکه يكى از آن دو بتوانند ثابت كند كه رضايت قلبى نداشته است.
اگر وارث چند برادر يا چند خواهر پدر و مادرى باشند همه مال بهطور مساوى در ميان آنها تقسيم میشود.
باید نفقه توسط مرد پرداخت شود، مگر اینکه زن قبول کند و یا اینکه در عرف محل نفقه به عهده کسی باشد که حضانت به او سپرده می شود.
هرگاه كسى قدرت مالى پيدا كند و در زمان قدرت، براثر پيرى يا بيمارى، توانايى انجام حج نداشته باشد، حج بر او واجب نيست؛ هرچند احتياط مستحب آن است كه اجير بگيرد.