عدم لزوم بیان مشکل جسمی هنگام خواستگاری
اگر دختر یا پسر به هنگام خواستگارى داراى مشکلى ازنظر جسمی باشد و آن مشکل آشکار نباشد، آیا واجب است آن را بهطرف مقابل بگوید؟
واجب نیست; ولى خلاف آن را نگوید. امّا اگر مشکل مهمیباشد، گفتنش بهتر است.
واجب نیست; ولى خلاف آن را نگوید. امّا اگر مشکل مهمیباشد، گفتنش بهتر است.
درصورتیکه 750 گرم باشد کافی است.
احتیاط واجب آن است نخرند مگر اینکه با اجازه مجتهد جامعالشرایط مصادره شده باشد.
درصورتیکه بيمار بتواند بهوسیله طبيب همجنس مشكل خود را حل كند، بايد به او مراجعه نمايد.
اعتکاف عبادتي است مستحب و در قرآن کريم نيز به آن اشاره شده است و هر زمانى از سال كه روزه در آن صحيح باشد جايز است. بنابراين در غير عيد فطر و قربان مى توان معتكف شد و بهترين زمان اعتكاف ماه مبارك رمضان، و با فضيلت ترين آن، دهه آخر اين ماه پربركت است.
برای زن حائض توقّف كردن در مسجد یا داخل شدن براى گذاشتن چيزى در آن حرام است امّا اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود يا براى برداشتن چيزى برود مانعى ندارد. البته رفتن به مسجدالحرام و مسجد پيغمبر (ص) برای این افراد، مطلقا حرام است؛ حتی اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود. البته توقف در قسمتي که حکم مسجد ندارد و معمولا در مساجد، براي افراد معذور، درنظرگرفته ميشود اشکالي ندارد.
بايد به نيابت پدر حج بجا آورد و اگر بهقصد خودش حج بجا آورده گناه كرده، ولى حجش صحيح است، امّا بايد در سالهای بعد خودش يا كس ديگر، به نيابت از پدرش حج بجا آورد.
اگر شك كند كه مخرج را پاککرده، بايد خود را تطهير كند، ولى اگر بعد از نماز شك كند، نمازش صحيح، امّا براى نمازهاى بعد بايد خود را تطهير كند.
سه حالت دارد: 1 چهار رکعت خوانده که بقیه را ادا میخواند. 2 دو رکعت خوانده که بقیه قضا است. 3 دو رکعت اول را خوانده و در حال دو رکعت دوم است، کلاً نماز را رها میکند و بعد از ابتدا کل یازده رکعت را به نیت قضا میخواند.
از طرف كسى كه زنده است (بالغ، كودك و ديوانهاى كه حج بر او مستقر نشده) فقط براى حج مستحبی مىتوان اجير كرد، مگر نسبت به كسانى كه حج بر آنها واجب شده و براثر كوتاهى آن را بجا نياوردهاند و اكنون به خاطر بيمارى يا پيرى، ناتوانى و جنون قادر بر حج نيستند، در اين صورت واجب است نايب بگيرند؛ امّا اگر زمانى استطاعت مالى پیداکرده كه استطاعت جسمى نداشته و يا راه براى او باز نبوده، حج بر وى واجب نيست و گرفتن نايب نيز واجب نمىباشد؛ نه در حيات، نه بعد از مرگ او. ولى احتياط مستحب اين است كه در زمان حیات اجير بگيرد.
براى خواندن صيغه عقد موقّت كافى است بعدازآنکه مدّت و مهر معيّن شد، زن بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (من خودم را به همسرى تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم) مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ» (قبول كردم) يا اينكه وكيل زن بگويد: «مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتِي مُوَكِّلَكَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (موكّله خودم را به ازدواج موكّل تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم) وكيل مرد نيز بگويد: «قَبِلْتُ لِمُوَكِّلِي هَكَذا» (قبول كردم براى موكّل خودم همینطور).
درصورتیکه شوهرش حقّ شرعى خود را در مورد حضانت مطالبه کند و حاضر به طلاق باشد، نمیتوان اجباراً صیغه طلاق را جارى کرد، ولى میتوان مرد را وادار کرد که به مقدار متعارف به زن، حقّ دیدن بچهها را بدهد و مرد باید از این امر امتناع نکند و مسئله حضانت غیر از مسئله حقّ دیدار است.
درصورتیکه ارباب دم بجاى گرفتن دیه به این کار رضایت بدهند و دختر ولىّ دختر راضى به این امر باشند اشکالى ندارد.
خیار فسخ ندارد ولى میتواند حقّ خود را مطالبه کند.
در دستورات ما چیزی در این مورد وارد نشده است.