اشتغال در دستگاه ظلم برای جلوگيرى از مفاسد
آیا قبول کار کردن در دستگاههایی که ظلم میکنند بر مؤمنین واجب است؟
اگر داخل شدن بعضى از مؤمنين يا علماى اسلام در دستگاههای ظلم سبب جلوگيرى از مفاسد يا منكراتى شود قبول اين كاربر آنها واجب است.
اگر داخل شدن بعضى از مؤمنين يا علماى اسلام در دستگاههای ظلم سبب جلوگيرى از مفاسد يا منكراتى شود قبول اين كاربر آنها واجب است.
ورثه وظيفهاى در اين زمينه ندارند؛ ولى چنانچه به مقدار توان نمازها و روزههای وى را قضا كنند كار بسيار خوبى است.
شخص معتکف مى تواند براى خودش، یا به نیابت از دیگری(زنده باشد یا فوت کرده باشد) معتکف شود.
نهالهاى خودرو متعلّق به هر دو شريك است؛ و آنچه را آن شريك كاشته متعلّق به خود اوست؛ ولى بايد مالالاجاره سهم زمين رفيقش را بدهد و اگر رفيقش ناراضى باشد میتواند از او بخواهد كه درختها را بكند.
نماز احتياط كه براى شك در رکعتهای نماز بهجا آورده میشود بهاینترتیب است كه بعد از سلام نماز بايد فوراً نيّت نماز احتياط كند و اللهاکبر بگويد و حمد را بخواند (سوره را ترك كند) بعد به ركوع رود و مانند نمازهاى معمولى سجده نمايد، اگر نماز احتياط او یکرکعت است بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو ركعت است بعد از دو سجده یکرکعت ديگر را مثل ركعت اوّل بهجا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
مبتدئه به زنى گفته می شود كه براى اوّلين بار حائض مى شود.
اگر بانك طبق مقرّرات خاصّ خودش در تشخيص امضا و مبلغ كوتاهى نكرده مسئول نيست و تنها شخص جاعل مسؤول است و اگر بانك كوتاهى كرده بانك و جاعل هر دو مسئولند.
در صورتى که ضرورتی وجود داشته باشد مانعی ندارد.
اگر در وسط نماز روزانه بفهمد كه وقت نماز آيات تنگ است و وقت نماز روزانه هم تنگ باشد، بايد نماز روزانه را ادامه دهد بعد نماز آيات را بخواند و اگر وقت نماز روزانه تنگ نيست بايد آن را بشكند اوّل نماز آيات را بخواند، بعد نماز روزانه را و اگر در بين نماز آيات بفهمد وقت نماز روزانه تنگ است بايد نماز آيات را بشكند و مشغول نماز روزانه شود و بعد از آن كه نماز را تمام كرد بايد پيش از انجام كارى كه نماز را به هم مى زند، بقيّه نماز آيات را از همان جا كه رها كرده به جا آورد.
شعارهایى که داراى محتواى صحیح و مذهبى بوده باشد مانعى ندارد بهشرط اینکه مزاحمتى براى نمازگزاران تولید نکند و صداهایى که موجب وهن مسجد شود در آن نباشد.
در صورت نیاز اشکالى ندارد.
در اينجا زمين، باير محسوب میشود و در ملک او باقي میماند، مگر اینکه اعراض کرده باشد يعني از زمين صرفنظر کند يا اعراض عملي ثابت شود؛ ولي اگر اعراض نکند هرچند مدّت طولاني بگذرد مالک است و زمان دخالتي ندارد.