پایان دادن به زندگی بیمارانی که سالها بیهوش هستند
شخصى دوازده سال است كه براثر تصادف بیهوش است، يا بيمارى كه مدّت طولانى است كه پس از عمل جرّاحى به هوش نيامده است، آيا در چنين مواردى میتوان با تزريق آمپول به زندگى آنها پايان داد؟
اين كار جايز نيست; ولى اگر بازگشت به حال طبيعى عادتاً امكان نداشته باشد، میتوان از ادامه معالجه خوددارى كرد.
فوت نمودن جنین به خاطر بیهوش نمودن مادر برای جراحی فوری
زنى كه در ماه هفت حاملگى به سر میبرد، در اثر تصادف نياز به عمل جرّاحى فورى پيدا میکند، كه لازمهاش بیهوش نمودن اوست، ولى در اثر بيهوشى بچه میمیرد (علم یقینی به فوت بچهداريم) آيا جايز است مادر، جرّاحى و عمل شود؟
اگر جان مادر درخطر است و راه منحصر به عمل جرّاحى و بيهوشى باشد مانعى ندارد.
تلبیه گفتن نائب به خاطر بیهوشی
اگر کسی در میقات بیهوش باشد آیا از طرف او میتوان لبیک گفت؟
هرگاه كسى در ميقات بیهوش باشد، از طرف او مىتوان نيّت كرد و لبّيك گفت.
بیهوش یا خواب بودن تماموقت وقوف به عرفات
تکلیف کسی که تماموقت وقوف به عرفات بیهوش و یا خواب باشد، چیست؟
اگر در تماموقت بیهوش يا خواب باشد، وقوف او باطل است، ولى چنانچه قبل از ظهر به عرفات آمده و نيّت كرده، صحيح است.
بیهوش شدن بعد از وقوف به عرفات
شخصى وقوف اختيارى عرفات را درك كرده (از ظهر روز نهم تا غروب آفتاب در عرفات بوده) ولى قبل از رفتن به مشعر بىهوش شده است. اگر تا آخر اعمال حج به هوش نيايد تكليف چيست؟ اگر بعد از بیهوشی او را به كشورش منتقل كرده باشند چه حكمى دارد؟ و چنانچه بعد از ايّام تشريق (بعد از سيزدهم ذیالحجه) در ماه ذیالحجه به هوش آيد و در مکه يا كشورش باشد، چه كند؟
درك وقوف اختيارى عرفه براى صحت حج او كافى است. پس اگر به هوش آيد بقيّه اعمال را بجا مىآورد و اگر نتواند بجا آورد نايب مىگيرد، بهشرط آنکه وقت اعمال باقى باشد. در غير اين صورت، صحت حج او مشكل است و براى خروج از احرام احتیاطاً عمره مفرده بجا مىآورد.
حکم بیهوشی هنگام اعتکاف
با توجه به این که معظم له بین اغما و جنون تفاوت قائل می شود، اگر فردی در اعتکاف چه عمدا و چه سهوا بیهوش شود حکم اعتکاف او چیست؟(چه در روز اول یا دوم وچه در روز سوم)
روزه باطل می شود و اعتکاف صحیح نیست و اگر در روز سوم باشد بنابراحتیاط واجب قضا نماید.