عده طلاق مادر جانشین
چنانچه زوجه حامله به رحم اجاره ای باشد( حمل برای شوهرش نباشد) پایان عده طلاق وی آیا به وضع حمل میباشد یا خیر؟
در فرض سؤال پایان عده به وضع حمل است.
در فرض سؤال پایان عده به وضع حمل است.
نفقه فرزندان در هر حال بر عهده پدر است ولی اگر ماندن در نزد مادر نفقه سنگین تری داشته باشد مقدار اضافه واجب نیست .
طلاق باید به عنوان آخرین راه چاره، و در بن بست هایى که هیچ راه حلّ دیگرى براى ادامه زندگى مشترک وجود ندارد، مورد استفاده قرار گیرد.اسلام، نه مانند بعضى از ادیان تحریف شده طلاق را کاملا ممنوع کرده، و نه همانند برخى دیگر از ملّتها آن را بصورت بى قید و شرط اجازه داده است ؛ بلکه از آن به عنوان یک حلال مبغوض، که تنها در زمان ناچارى استفاده مىشود، یاد کرده است ؛ همانند استفاده از گوشت مردار براى کسى که هیچ غذایى براى نجات خویشتن ندارد. بنابراین، مسلمانان نباید براحتى بسراغ طلاق بروند
طلاق در صورتى براى قاضى جایز است که عدم امکان سازش در حدى باشد که منجر به عسر شدید و حرج اکید گردد زوج شخصاً حاضر به طلاق نباشد و طلاق قاضى طلاق رجعى است، ولى اگر رجوع واقع شود و باز موضوع عدم سازش باقى باشد مجدّداً طلاق مى دهد تا سوّمین مرتبه که طلاق بائن بشود.
در قوانين برخى كشورها در مورد طلاق فرقى ندارد كه درخواست متاركه از طرف زن باشد يا مرد. حال در آنجايى كه زن طلاق گرفته است، بدون رضايت مرد. ما در اينجا به نمايندگانمان كه در خارج كشور هستند گفتهايم به شوهر بگويند اگر مىخواهيد، به زندگى معقولى با رعايت حقوق زن ادامه دهيد و اگر نمىخواهيد خودتان مجددا طلاق بدهيد. اگر گفتند «هيچكدام را نمىخواهم»، اجازه دادهايم طلاق را اجرا كنند و ولايت دارند.
ادّعاى طلاق مزبور ظاهراً مسموع است.
صیغه طلاق حتما باید در حضور دو شاهد به غیر از زوجین جاری گردد.
مطابق عنوان اوّلى اختیار طلاق به دست زوج است هر زمان که بخواهد؛ ولى با توجّه به عناوین ثانویّه، که برگرفته از شرایط خاصّ اجتماعى امروز است حاکم شرع مى تواند اجازه طلاق مرد را به مواردى موکول کند که عذر موجّهى داشته باشد.
در صورتی که وکالت برای یک بار بوده نمی تواند ولی اگر مطلق بوده می تواند.
اگر زن در موقع عقد شرط كند كه هرگاه شوهر مثلًا مسافرت نمايد، يا معتاد به مواد مخدر گردد، يا خرجى او را ندهد اختيار طلاق با او باشد، اين شرط باطل است، ولى هرگاه شرط كند كه او از طرف شوهرش وكيل باشد كه هرگاه اين كارها را انجام دهد خود را مطلّقه كند اين وكالت صحيح است و در چنين صورتى حق دارد خود را طلاق دهد.
طلاق بر دو قسم است: «طلاق بائن» و «طلاق رجعى» طلاق بائن آن است كه مرد در آن حقّ رجوع به زن خود ندارد، (منظور از رجوع آن است كه مرد بدون عقد با زن آشتى كند و او را مجدّداً به همسرى بپذيرد.) طلاق بائن بر پنج قسم است: 1- طلاق زنى كه نُه سالش تمام نشده. 2- طلاق زن يائسه، يعنى زنى كه بيشتر از 50 سال دارد. 3- طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد، با او نزديكى نكرده باشد. 4- طلاق سوم زن سه طلاقه 5- طلاق خلع و مبارات: و غير اينها را طلاق رجعى گويند كه تا وقتى زن در عدّه است مرد مىتواند به او رجوع كند.
درصورتی که طلاها را به صورت امانت داده می تواند پس بگیرد و اگر بخشش بوده که معمولاً چنین است در صورتی می تواند پس بگیرد که همان طلاها موجود باشد و زن و مرد رابطه فامیلی باهم نداشته باشند که در این صورت خمس ندارد.