تصرف اموال محجور توسط فرزندان
شخصى که داراى مقداری پول نقد بوده سکته مغزى نموده و در اثر آن در مشاعر و حواسّ او اختلال پیشآمده، بهطوریکه عملاً سفیه شرعى محسوب شده و محجور میگردد; همسر و یکى از فرزندان او تصمیم میگیرند خانهای با همان پول خریدارى کنند تا این فرزندى که در سنّ ازدواج بوده در آن سکونت نماید; قابل توجّه اینکه شخص محجور، ولی خاصی ندارد و همسر و فرزندان او نیز از طرف حاکم شرع یا بهحکم قانون قیّم او نیستند و از طرف دیگر، هیچیک از همسر و دو فرزند مذکور قصد تملّک و خرید خانه براى خود نداشته و قصد قرض گرفتن پول را نیز نداشتهاند، حال در این صورت شرعاً چه کسى مالک آن خانه است؟ و چنانچه فرزندى که در آن خانه سکونت کرده و سند به نام اوست، مخارجى در آن منزل بنماید تکلیف این مخارج چیست؟
چنانچه خانه را با پول پدر گرفتهاند و او در آن زمان محجور بوده، معامله باطل است مگر اینکه قیّم شرعى آن را اجازه دهد که در این صورت خانه تعلّق به پدر دارد و هزینههایی که آن فرزند در آن منزل کرده از کیسه خود او رفته است، ولى اگر چیزهاى قابل انتقالى، مانند کابینت و امثال آن باشد، متعلّق به خود اوست.
معاملات مدیون غیر محجور
تحت چه شرایطى معاملات مدیون غیر محجور نافذ نمیباشد؟
درصورتیکه بهحکم حاکم شرع محجور نشده باشد معاملتش درهرحال نافذ و صحیح است ولى اگر موجب سلب قدرت از اداى دِین شود حرام است.
محجوریت کسی که کارهای غیرعاقلانه انجام میدهد
شخصى است کارهاى غیرعاقلانه انجام میدهد مثلاً پولهای خود را در اختیار افراد قمارباز قرار میدهد و فقط به گرفتن چک بیمحل از قمارباز اکتفا میکند یا با اینکه زن و بچه او به خانه احتیاج دارند خانه را به دیگرى واگذار میکند آیا میتوان او را از این دخل و تصرفات بازداشت و یا فرزندان او میتوانند از کارهای او به محاکم قضایى شکایت کنند و یا حاکم شرع و نماینده ولیفقیه خود با نبود شاکى میتواند رأساً علیه آن فرد اقدام نماید؟
در فرض سؤال چنین کسى سفیه است و حقّ دخالت مستقیم در اموالش را ندارد و فرزندان وی حقّ شکایت به محاکم قضایی را دارند و نیز حاکم شرع و کسانى که از طرف او براى اینگونه کارها مأذون هستند در مواردى مانند مورد فوق میتوانند مستقیماً بدون وجود شاکی دخالت کنند و اقدامات لازم را به عملآورند.
اخذ خسارت از طلبکاران توسط بدهکار به جهت حبس
چنانچه شخص بدهکارى به علّت ورشکستگى راضى شود حتّى منزل مسکونى و محل کسبوکار خود را به قیمت روز به طلبکاران خود بدهد امّا طلبکاران فقط پول نقد از او بخواهند و شخص بدهکار را زندانى نمایند آیا شخص بدهکار در این مدّت که در حبس بوده و وقتش هدررفته، بر طلبکاران حقّى پیدا میکند که بتواند از طلبِ طلبکاران کسر نماید؟
در فرض مسئله ازنظر شرعى نمیتواند خسارتى از طلبکاران بگیرد.
پرداخت قرض ربوی به فرزندان محجور توسط قیمش
آيا قيم پدرى كه محجور است، میتواند از طرف پدر به فرزندان آن پدر، قرض ربوى بدهد؟
درصورتیکه به مصلحت پدر باشد مانعی ندارد.
استفاده از اموال متکدیان محجور برای نگهداری آنها
بعضى از متکدیان محجورند و قوّه عقلانى آنها زایل شده است و بعضاً پول هنگفتى دارند و خانوادههای تعدادى از آنها نیز مشخص نیست و چون در سازمان بهزیستى براى همیشه نمیتوان از آنها نگهدارى کرد، لذا در آن نهاد مجبور هستند بعد از چند روز آنها را به شهرستان محل اقامتشان اعزام نمایند و خوف این است که پولشان را از دست بدهند. آیا جایز است پول این افراد گرفته شود و به سازمان بهزیستى تحویل گردد تا مورداستفاده سایر مددجویانی که تحت پوشش هستند، قرار بگیرد؟
آن دسته از متکدیان که پول هنگفت دارند، اموالشان جزء مجهولالمالک است; بهاستثنای هزینه یک سال که مال خود آنهاست و مصرف کردن پولهای اضافى براى فقراى دیگر اشکالى ندارد؛ و آنها که پول کمى دارند متعلّق به خودشان است و میتوان براى مخارج آنها از آن پول استفاده کرد آنها که ازکارافتاده هستند نباید اموالشان را صرف دیگران کرد; چراکه با گذشت سال بازهم گرفتار خواهند بود
فسخ صیغه ازدواج بعد از اثبات حجر زوج
شوهرم پزشك محترم و مطلعی بوده كه بعد از چند سال زندگانى مشترك زناشويى متأسفانه مبتلا به جنون شد. من اختلال حواس او را به دادگاه اعلام و پزشك قانونى هم مراتب را تأييد كرده است، درصورتیکه حاكم شرع حجر را ثابت و او را محجورعلیه بداند، آيا با صرف صدور حكم حجر، عقد نكاح فسخ مىشود؟ يا جهت وقوع فسخ ازدواج باز بايد به محكمه مراجعه شود؟
زن مىتواند صيغه فسخ را جارى كند و احتياط آن است كه آن را به اطّلاع حاكم شرع برساند.
تصرف در اموال شخصی که حواس خود را ازدستداده است
تصرفات فرد دچار بیماری آلزایمر در اموالش چه حکمی دارد؟
درصورتیکه حواس خود را ازدستداده، شخص امینی از طرف حاکم شرع بهعنوان قیم معرفی میشود (از فرزندان یا بستگان نزدیک یا دیگران) تا در اموال وی با رعایت مصلحت تصرف نماید.
بلوغ زودرس به دلیل وجود غده
پسری در سن 11 سالگی یکی از علائم بلوغ را پیداکرده اما واجبات دینی را تا سن 15 سالگی بهطور ناقص انجام میداده است. سپس مشخص میشود که غدهای از کودکی در مغز او بوده و این احتمال وجود آرد که بلوغ زودرسش به دلیل این بیماری بوده است. آیا باید قضای واجبات دینی زمان کودکیاش را بجا آورد؟
هرگاه واقعاً بهصورت یک مسئله غیرعادی ظهور و بروز کند آن علامت بهتنهایی کافی نیست.
حکم ازدواج محجور
ازدواج دائم و موقت محجور حکمش چیست؟
مانعی ندارد ولی اگر حاکم شرع او را محجور از تصرف در اموال کرده باشد چیزی از اموال را نمیتواند مهریه قرار دهد همچنین بهعنوان نفقه.
حکم به محجوریت بعد از فوت
آیا بعد از فوت شخصی میتوان حکم به محجوریت او نمود؟
هرگاه ثابت شود که آن شخص در برههای از زمان حیات خود محجور بوده بخشی از احکام ثابت میشود.
اقامه دعوای غیرمالی توسط سفیه
آیا شخص سفیه در امور غیرمالی میتواند بهصورت مستقل اقامه دعوا نماید؟
اگر عقل و هوش کافی داشته باشد مانعی ندارد.
مستثنیات دین
مستثنیات دین چیست؟
خانه، وسایل خانه، لباس، وسیله نقلیه و مانند آن است.

