استفاده از خیار حیوان در صلح حیوان
آیا در مصالحه حیوان خیار حیوان جاری میباشد؟
در مصالحه حيوان حقِّ فسخ در سه روز اوّل ثابت نيست مگر اینکه در ضمن قرارداد صلح شرط فسخ کنند و یا فسخ با رضایت طرفین باشد.
در مصالحه حيوان حقِّ فسخ در سه روز اوّل ثابت نيست مگر اینکه در ضمن قرارداد صلح شرط فسخ کنند و یا فسخ با رضایت طرفین باشد.
اگر در مجلس مصالحه بعد از تمام شدن صلح يكى از دو طرف پشيمان شود حقِّ فسخ ندارد مگر اینکه در ضمن قرارداد صلح شرط فسخ کنند.
اگر منافع آن را در حال حیات به او صلح کرده و شرط نموده که بعد از وفات او، در میان ورثه تقسیم شود، حق نداشته است عین آن را به کسى بدهد.
اگر كسى بخواهد طلب خود را در برابر چيزى يا بدون عوض، به ديگرى (غیر از بدهکار) صلح كند، در صورتی صحيح است كه بدهکار قبول نمايد.
صلح صحيح نيست و بدهكار نسبت به مقدار اضافى مديون است، مگر اينكه چنان چه طلبکار مقدار طلب خود را هم مىدانست باز به اين صلح راضى میبود.
اینگونه صلح با شرایط مذکور خالى از اشکال نیست.
صلح را مىتوان با صيغه عربى يا فارسى يا هر زبان ديگرى خواند.
اگر اين صلح را بهعنوان بعد از مرگ سفارش كرده، وصیت محسوب مىشود و فقط در یکسوّم اموالش موثّر است؛ و اگر صلح قطعى در حال حيات كرده و تحويل داده، كسى در آن حقّى ندارد؛ زيرا انسان تا زنده است حقّ تصميمگيرى در اموال خود را دارد.
هر اقدام عملى كه بهوضوح نشان دهد طرفين مىخواهند بهوسیله آن صلح و سازش كنند كافى است.
خالی از اشکال نیست ولی اگر نیابت در حج را مثلاً عوضش قرار دهد مانعی ندارد.
بذل زوجه نوعى هبه معوّضه است ولى احكامى مخصوص به خود دارد.
مصالحه اجبارى اعتبارى ندارد; ولى اگر ظاهراً مصالحه درست بوده و بعد بخواهد ادّعاى اجبار کند، پذیرفته نیست; مگر اینکه دلیل شرعى بر این امر اقامه کند.
کسى که چیزى را به دیگرى صلح میکند باید بالغ و عاقل باشد و کسى او را مجبور نکرده و در قصد صلح جدی باشد; سفیه نباشد، (اموال خود را بیهوده مصرف نکند) و نیز حاکم شرع او را از تصرّف در اموالش جلوگیرى نکرده باشد.