جعرانه
جعرانه میقات چه کسانی است؟
«جعرانه» محلّى است در انتهاى حرم بين طائف و مكّه، كه اولى آن است كه اهل مكه براى عمره مفرده از آنجا احرام ببندند، همچنين كسانى كه مدت يك سال در مكّه اقامت كردهاند و بهطور كلّى يكى از ميقاتهاى عمره مفرده است.
«جعرانه» محلّى است در انتهاى حرم بين طائف و مكّه، كه اولى آن است كه اهل مكه براى عمره مفرده از آنجا احرام ببندند، همچنين كسانى كه مدت يك سال در مكّه اقامت كردهاند و بهطور كلّى يكى از ميقاتهاى عمره مفرده است.
نماز را با امام تمام کند و احتیاطاً اعاده کند.
فروختن متنجّس، يعنى چيز پاكى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است، مانند ميوه و پارچه و فرش اشكال ندارد، ولى اگر مشترى بخواهد آن را براى خوردن يا كارهاى ديگرى كه پاك بودن در آن شرط است مصرف كند بايد به او بگويد.
اگر طرفین در این مسئله اختلاف دارند، باید به حاکم شرع مراجعه کنند.
از طریق آینه و دوربین مانعى ندارد.
اگر شخصى، طواف نساءهاى متعدّدى را ترك كرده باشد، يك طواف نساء براى همه آنها كافى است و در اين حكم (ترك طواف نساء) فرقى ميان زن و مرد و كودك نيست؛ زيرا طواف نساء بر همه لازم است و بدون آن همسر براى او حلال نمىشود.
بلند گفتن تلبیه توسط زنان جايز است. هرچند نامحرم بشنود.
ظهار باید در حضور دو نفر عادل و در حال پاکی باشد که در آن پاکی با شوهر آمیزش نکرده باشد؛ در این صورت همسرش به او حرام می شود که برای حلیّت، مرد باید کفاره بدهد و بعد از کفاره می تواند رابطه عادی با همسرش داشته باشد.
اگر موازین تقیّه وجود داشته باشد میتوانید با آنها عید کنید و اگر ماه در نجف ثابت شود براى استانبول کافى است.
افطار روزه استیجاری اشکالی ندارد.
چنانچه در وسط نماز واجب زلزلهای رخ دهد، بعد از اتمام نماز واجب، نماز آیات را بهجا میآورد.
نماز باطل است و تنها نماز مأمومینی صحيح است که با امام به رکوع نرفتهاند و نماز خود را بهصورت فرادا انجام دادهاند.
درصورتیکه جاهل قاصر باشد نمازهايش صحيح است، ولي درصورتیکه مقصّر بوده مانند ارتکاب عمدي است و نمازهايش باطل است.
درست است كه آيه مربوط به قصر نماز در مورد خوف نازلشده و عمومیت ندارد، ولى آیه مربوط به ترك روزه براى مسافر عمومیت دارد و میدانیم نماز و روزه در سفر از هم جدا نيستند. بنابراين، عمومیت حكم سفر را مىتوان از قرآن استفاده كرد. علاوه بر اين، روايات متعدّدى نيز در اين زمينه واردشده است. امّا آيه مربوط به اعتكاف، به تعبير فقها، در مقام بيان مشروعیت اعتكاف نيست تا از آن عموم استفاده شود، بلكه در مقام بيان نهى از نزديكى با زنان به هنگام اعتكاف است.