خودداری پزشک از معاینه بیمار غیر همجنس
آيا پزشك میتواند از معاينه بيمار غير همجنس، كه به او مراجعه كرده، خوددارى كند؟
درصورتیکه بيمار بتواند بهوسیله طبيب همجنس مشكل خود را حل كند، بايد به او مراجعه نمايد.
درصورتیکه بيمار بتواند بهوسیله طبيب همجنس مشكل خود را حل كند، بايد به او مراجعه نمايد.
اگر رفتن به شهر كارى شاق و موجب عسر و حرج باشد و بيمار مزبور نياز به مراجعه به طبيب داشته باشد جايز است.
چنانچه نجات مسلمين (ولو در آينده) متوقف بر اینگونه آموزشها باشد و راه منحصر به اين معاينات و مشاهدات باشد جايز است.
از سؤال استفاده میشود كه اين امر ضرورى است و در اين صورت معاينات مزبور اشكالى ندارد؛ و اگر در اینگونه موارد پزشك كوتاهى كند مسئولیت دارد.
در مورد بيمار میتوان به تعداد حد، چوبه رویهم گذارد و بر بدن او زد؛ و در مورد زن حامل بايد بعد از وضع حمل اجراى حد شود. امّا در مورد تعزير میتوان به یک يا چند شلّاق هم قناعت كرد و تعزير منحصر به شلاق نيست و میتوان در اینگونه موارد بهوسیله توبيخ يا نصيحت بهشرط اينكه اميد اثر در آن باشد قناعت كرد.
بايد حدّ را متوقف كرد تا از اين حالت بهبودى يابد؛ و اگر اميد بهبودى نيست بايد از «ضغث و شماريخ» استفاده كرد.
خودکشي از گناهان کبيره محسوب میشود و مجازات شديدي در جهان آخرت دارد و شخص مؤمن هرگز به آن فکر نمیکند و نشانه ضعف ايمان و ناتواني او است.
خودکشى بهیقین از گناهان کبیره است و مالکیت انسان نسبت به نفس خویش، نمیتواند دلیل بر خودکشى شود. همانگونه که مالکیت انسان نسبت به اموالش، نمیتواند مجوّز آتش زدن آن گردد. البتّه باید تمام مراسم را براى اینگونه افراد مانند مسلمان عادی انجام داد و شرکت در این مراسم و دعا براى نجات آنها مانعی ندارد، شاید مشمول عفو الهى واقع شوند.
۱ تا ۳. جلوگيرى از خودكشى بر هر مسلمانى واجب است و اگر هزينه كمى داشته باشد بايد شخص بازدارنده بپردازد. امّا اگر هزينه آن سنگين باشد، يا مستلزم خطر جانى باشد، بر آن شخص لازم نيست; ولى چنانچه بیتالمال توانايى داشته باشد بايد آن را بپردازد.
نجات جان كافر حربى لازم نيست و در مورد كافر ذمّى احتياط نجات دادن است.
رضايت او لازم نيست؛ و درصورتیکه نجاتش منحصر به راهى است كه آسيبى به او میرسد اشكالى ندارد و ضامن نيست.
در صورت خطر مرگ، بيمار نمیتواند درمان را قطع كند. همچنين جايى كه ضرر مهمی به او میرسد و درمان آزار مهمی به او نمیرساند.
۱. اين كار براى پزشك و ساير مسلمانان در موارد وجوب، واجب است.۲. حداقل لازم در موارد احساس خطر براى اعتصابکننده غذا جايز است.۳. در موارد وجوب ديه ندارد.۴. براى طبيب تفاوتى ندارد.۵. هرگاه جان بيمار درخطر نباشد، طبيب نمیتواند او را مجبور به غذا خوردن كند; مگر در مواردى كه مصالح مهم كشور و جامعه اسلامى در ميان باشد.
هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه همسرش يكى از هفت عيب زير را دارد میتواند عقد را فسخ كند: ۱. ديوانگى ۲. بيمارى خوره ۳. بيمارى برص ۴. كور بودن ۵. شَل بودن، بهطوریکه آشكار باشد ۶. افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائطش يكى شده باشد و بهطورکلی پارگى طورى باشد كه قابلاستفاده براى آميزش جنسى نباشد) ۷. گوشت يا استخوان يا غدّهای در او باشد كه مانع نزديكى شود؛ و چنانچه مرد به سبب يكى از اين عيوب عقد را به هم بزند نياز به طلاق نيست، همان فسخ كافى است.
درصورتیکه شرط بكارت كرده باشد حق فسخ دارد و معمولاً در محیطهای ما، شرط بكارت بهعنوان یک شرط ضمنى و از پيش توافق شده است.