قطع کردن انگشت اضافه
نوزادي متولد شده كه يك پاي آن شش انگشت دارد آيا مي توان با تجويز پزشك انگشت زايد را قطع كرد؟ (چراكه ممكن است بعدها براي نوزاد مشكل روحي وجسمي ايجاد شود.)
چنانچه ضرر و خطری نداشته باشد مانعی ندارد.
چنانچه ضرر و خطری نداشته باشد مانعی ندارد.
با توجّه به اينكه پزشكان تصريح میکنند اینگونه افراد مانند شخصى هستند كه مغز او بهکلی متلاشیشده و يا سر از تن او جدا کردهاند، كه با كمك وسايل تنفّس مصنوعى و تغذيه، ممكن است تا مدّتى به حيات نباتى او ادامه داد، یک انسان زنده محسوب نمیشوند، درعینحال یک انسان كاملاً مرده هم نيستند. بنابراين، در احكام مربوط به حيات و مرگ بايد تفصيل داده شود. مثلاً احكام مسّ ميّت، غسل و نماز ميّت و کفنودفن درباره آنها جارى نيست تا قلب از كار بيفتد و بدن سرد شود. اموال آنها را نمیتوان در ميان ورثه تقسيم كرد و همسر آنها عدّه وفات نگه نمیدارد تا اين مقدار حيات آنان نيز پايان پذيرد. ولى وكلاى آنها از وكالت ساقط میشوند و حقّ خریدوفروش يا ازدواج براى آنها، يا طلاق همسر از طرف آنان ندارند و ادامه معالجات در مورد آنها واجب نيست و برداشتن بعضى از اعضاى بدن آنها، درصورتیکه حفظ جان مسلمانى متوقف بر آن باشد مانعى ندارد; ولى بايد توجّه داشت كه اینها همه در صورتى است كه مرگ مغزى بهطور كامل و بهصورت قطعى ثابت گردد و احتمال بازگشت مطلقاً وجود نداشته باشد.
در فرض مسئله اگر به امور مزبور يقين حاصل شود در تمام موارد ادامه معالجه واجب نيست.
درصورتیکه یقیناً مرگ مغزی او ثابت شود تجدید دستگاهها لازم نیست.
قتل انسان مطلقاً جايز نيست، حتى از روى ترحّم و حتّى با اجازه خود مريض. دليل اصلى اين مسئله اطلاقات ادلّه حرمت قتل از آيات و روايات است و همچنين ادلّه وجوب حفظ نفس؛ و ممكن است فلسفه آن اين باشد كه چنين اجازهای سبب سوءاستفادههای فراوان میشود و قتل از روى ترحّم به بهانههای واهى صورت میگیرد، يا افرادى بهقصد انتحار و خودكشى از اين راه وارد میگردند. بهعلاوه مسائل پزشكى غالباً يقين آور نيست و ایبسا افرادى كه از حيات آنها مأيوس بودهاند و بهطور عجيبى از مرگ رهايى یافتهاند.
در اینگونه موارد كه بهطورقطع يا به اطمينان بيمار مدّت كوتاهى با تحمّل درمانهای شکنجه آور زنده میماند دليلى بر ادامه درمان ندارد؛ مخصوصاً اگر بار مالى سنگين داشته باشد و بهویژه اگر بيمار مجبور به وام گرفتن يا فروختن خانه خود گردد. در اینگونه موارد میتوان بيمار را به حال خود رها كرد و اگر مشورت كند میتوان به او مشورت داد كه اگر تحمّل ناراحتىها راداری درمان كن و چند صباحى بمان و اگر ندارى مىتوانى درمان را قطع كنى بهخصوص اگر بيمار در سنين بالا باشد. فكر میکنیم برخلاف آنچه دوستانتان گفتند جواب صريح و شفافى داديم.
اين كار جايز نيست; ولى اگر بازگشت به حال طبيعى عادتاً امكان نداشته باشد، میتوان از ادامه معالجه خوددارى كرد.
اجازه چنين چيزى جايز نيست و اگر اجازه بدهد و راضى باشد سبب جواز نمیشود؛ و در صورت عملی شدن حکم قتل را دارد.
بىشك خودكشى و انتحار، به هر شكل و به هر صورت و كمك به مرگ ديگرى، به هر شكل و هر صورت، خواه از ناحيه خود انسان باشد يا از ناحيه طبيب و خواه بهمنظور نجات از درد و رنج باشد يا به دليل سربار جامعه بودن، يا ظالم و ستمگر بودن و يا هر دليل ديگر، ازنظر اسلام ممنوع است و در بعضى از آيات قرآن و احاديث اسلامى به اين معنى اشارهشده است. عقل نيز حكم میکند كه اين كار بسيار زشت و ناپسند است. اضافه بر اين، گشودن اين باب سبب میشود كه هر كس به هر بهانهاى دست به خودكشى بزند. يا اطبّاى سودجو، كمك به كشتن افراد كنند. يا افرادى كه میخواهند اشخاصى را از صحنه به در كنند، متوسّل به اين بهانه شوند، كه خودش تقاضا كرده، يا از دردهاى مختلف رنج مىبرده است. يا به تشخيص ما مصداق ظالم بوده و كشتن او سبب قطع ظلم او شده است.
پزشك يا تيم پزشكى حق ندارند به زندگى بيمار خاتمه دهند يا ابزار خودكشى را در اختيار او قرار دهند؛ ولى میتوانند از ادامه معالجه چنين بيمارى خوددارى كنند.
خالى از اشكال نيست.
آنچه اطباء ماهر معتقدند مطابق آن عمل کنيد.
قطع کردن دستگاه اشکال دارد ولی اگر دستگاه پایان مییابد در فرض سؤال تجدید آن لازم نیست.