کیفیت فسخ کردن عقد
اینکه گفته میشود زوج یا زوجه حق فسخ دارد این فسخ با عبارت یا عمل خاصی صورت میگیرد؟ آداب آن چگونه است؟
همینکه بگوید من عقد را فسخ کردم یا به هم زدم، به هر زبانی باشد کافی است.
همینکه بگوید من عقد را فسخ کردم یا به هم زدم، به هر زبانی باشد کافی است.
1- درصورتیکه زوج و زوجه قبل از عروسى باهم رفتوآمد داشته و خلوت میکردهاند، ادّعاى پسر پذیرفته نیست.2- آرى تا ثابت نکند، در فرضى که در بالا گفتیم، ادّعاى او پذیرفته نیست.3- در فرض بالا زوج حقّ فسخ ندارد.
این عیب از عیوب فسخ نکاح نیست مگر اینکه قبلاً شرط صحّت کامل کرده باشند. در این صورت زن حقّ فسخ از باب خیار تدلیس دارد، ولى در فرض مسئله که مواقعه صورت نگرفته مهر به او تعلّق نمیگیرد. امّا اگر خساراتى متحمّل شده، میتواند آن را از زوج بگیرد.
اگر در ظاهر علامت خلافى نمایان نیست، موجب فسخ نمیشود.
ظاهراً شامل عقد موقّت هم میشود.
در فرض سؤال این امر عنن محسوب نمیشود بلکه نزد حاكم شرع مىرود و به زوج مهلت میدهد كه يك سال به معالجه خود بپردازد هرگاه معالجه نشد زوجه میتواند عقد را فسخ كند و این امور قابلدرمان است.
این بیمارى از عیوب مجوّز فسخ نکاح نیست.
جنون امری عرفی است و در بعضی از روایات آمده کسی که اوقات نماز را تشخیص ندهد مثلاً نداند وقت نماز ظهر رسیده یا مغرب و عشاء حکم مجنون را دارد. (البته اینیک مثال است)
سابقه بیمارى روانى بهتنهایی براى فسخ کافى نیست؛ و با توجّه به اینکه چند سال با او زندگى کرده و آثار محسوسى در این مدّت نبوده، نشان میدهد که بهبودى نسبى یافته است. وجود عوارض غیر محسوس، یا ضعیف گذشته، بهتنهایی براى فسخ نکاح کافى نیست.
اگر یکى از آن دو، یا هر دو خنثاى مشکل باشند، نکاح باطل است.
برص به معناى پیسى است و آنیک نوع بیمارى پوستى است که رنگ قسمتى از پوست بدن براثر آن سفید میشود، تحقيقات ما نشان داد كه دو نوع برص داريم: يك نوع بيمارى پوستى است كه بهآسانی درمان میشود؛ اين نوع از عيوب نكاح نيست. نوع ديگرى است كه بيمارى سختى محسوب میشود و اگر داراى اين نوع باشد سبب خيار فسخ نكاح است.
کورى آن است که مطلقاً چیزى را نبیند، یا بینایى بهقدری کم باشد که بهحساب نیاید; خواه چشم ظاهراً سالم باشد یا غیرسالم.
خصا به معناى بیرون کشیدن و بیرون آوردن بیضههاست و اگر بیضهها را بهطوری بکوبند که از کار بیفتد آنهم در حکم خصاست.
جبّ آن است که آلت قطعشده باشد بهطوریکه قادر بر دخول نباشد.