انتقال نجاست از واسطه دوم
اگر چیزی توسط ملاقات با نجاستی نجس شود چنانچه با شیء دیگری ملاقات کند باعث انتقال نجاست میشود؟
چيزى كه نجس شده مثلاً دستى كه با بول ملاقات كرده، اگر با رطوبت با چيز پاكى ملاقات كند آنهم نجس میشود.
چيزى كه نجس شده مثلاً دستى كه با بول ملاقات كرده، اگر با رطوبت با چيز پاكى ملاقات كند آنهم نجس میشود.
هرگاه چيزى با بول پسر يا دختر شيرخوارى كه غذا خور نشده نجس گردد، چنانچه یکمرتبه آب (قلیل) روى آن بريزند پاك میشود و در لباس و فرش و مانند آن فشار لازم نيست، ولى احتياط مستحب آن است كه دومرتبه بريزند.
در این صورت به قیمت آن خمس تعلّق نمیگیرد؛ مخصوصاً اگر بخواهند آن را تبدیل بهمثل کنند
كوزهاى كه از گل نجس ساختهشده، يا آب نجس در آن فرورفته، اگر در آب كر يا جارى بگذارند و آب در باطن آن نفوذ كند و خارج شود پاك میشود و اگر آب در آن نفوذ نكند ظاهرش پاك میشود، با آب قليل نيز میتوان ظاهر آن را شست؛ و همینطور است گندم و برنج و صابون و چوب و مانند آن.
هرگاه شیء نجس که خشک است به بدن یا لباس بچسبد نماز با آن اشکالی ندارد ولی اگر مرطوب بوده و بدن یا لباس با آن نجس شده است، نماز با آن در حال علم و عمد باطل است جزء در مورد خون کمتر از یکبندانگشت اشاره.
اگر چيزى نجس شود چنانچه آن را در ظرفى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك میشود و ظرف هم پاك میگردد و اگر مانند لباس يا چيزى كه فشار لازم دارد باشد، بايد در هر مرتبه آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند تا آب، بيرون بريزد.
هرگاه چيز نجس را زير شيرى كه متّصل به كر است بگيرند، آبى كه از آن مىريزد پاك است، مگر اينكه بو يا رنگ يا طعم نجاست به خود گيرد.
اگر با آب قليل پاك چيزى را كه نجس شده بشويند پاك میشود امّا آبى كه از آن جدا میشود و آن را «غساله» گويند، نجس است؛ مگر در آبى كه با آن مخرج بول و مدفوع را میشویند كه با پنج شرط پاك است:1. يكى از اوصاف سهگانه نجس را به خود نگرفته باشد.2. نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد.3. نجاست ديگرى مانند خون يا بول همراه آن نباشد.4. بنا بر احتياط واجب ذرات مدفوع در آب پيدا نباشد.5 بيشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد، ولى پاك بودن اين آب به آن معنى است كه اگر به بدن و لباس ترشّح كند لازم نيست آن را آب بكشند، امّا ساير استفادههاى آب پاك را از آن نمىتوان كرد.
هرگاه چيزى را كه به عاريت گرفته تلف شود ضامن نيست، مگر اينكه در حفظ آن كوتاهى كرده باشد. همچنين اگر عاريه دهنده شرط ضمان كرده باشد، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره يا زینتآلات ساختهشده از آنها باشد، در اين دو صورت نيز اگر تلف شود بايد عوض آن را بدهد.
هرگاه چيزى را كه به صلح گرفته معيوب باشد و از آن اطلاعى نداشته مىتواند صلح را به هم زند، ولى گرفتن تفاوت قيمت صحيح و معيوب بستگى به رضايت طرفين دارد.
چون ما وقف را مشروط به صيغه نمیدانیم و با صِرف عمل نيز وقف صورت میگیرد اين هم وقف محسوب میشود و خارج كردن آن از محل وقف جايز نیست.البتّه بايد توجه داشت اگر وقف بودن ثابت نباشد، حداقل هديه به محل وقف است كه بازهم خروج مال هديه از آن محل جايز نيست؛ مگر اينكه متعارف بين مردم در آن منطقه اين باشد كه اموال مربوط به حسينيه يا امثال آن، هم براى خود آن محل استفاده میشود و هم براى مراسمهای آن منطقه اگرچه خارج از مسجد يا حسينيه باشد؛ پس اگرچه وقف باشد ولى میتوان آن را موقتاً از محل وقف خارج كرد و در منطقه براى مراسمهایی كه محتواى آنهم سو با برنامههای مسجد و يا حسينيه باشد استفاده كرد. اینها در صورتى است كه واقف يا واهب شرط خاصی نگذارد و الا بايد بهشرط عمل كرد.
چون ما وقف را مشروط به صيغه نمى دانیم و با صِرف عمل نيز وقف صورت میگرد اين هم وقف محسوب می شود و خارج كردن آن از محل وقف جايز نمى باشد. البتّه بايد توجه داشت اگر وقف بودن ثابت نباشد، حداقل هديه به محل وقف است كه باز هم خروج مال هديه از آن محل جايز نيست؛ مگر اينكه متعارف بين مردم در آن منطقه اين باشد كه اموال مربوط به حسينيه يا امثال آن، هم براى خود آن محل استفاده می شود و هم براى مراسم های آن منطقه اگر چه خارج از حسينيه باشد؛ پس اگرچه وقف باشد ولى می توان آن را موقتاً از محل وقف خارج كرد و در منطقه براى مراسم هایی كه محتواى آن هم سو با برنامه های حسينيه باشد استفاده كرد. اينها در صورتى است كه واقف يا واهب شرط خاصّى نگذارد و الّا بايد به شرط عمل كرد.
نسبت به درآمد اموال منقول باید منافع این مدّت را بپردازند و احتیاط آن است که نسبت به اعیانى نیز همین کار را بکنند.