ارش البکاره در صورت از بین رفتن بکارت در عقد موقت
چنانچه دختر باکره ی ۲۸ ساله ای بدون اذن پدر عقد انقطاع منعقد نماید و با رضایت و بدون هیچگونه فریبی حاضر به تمکین شود و دریکی از موارد رابطهی جنسی بدون اینکه هیچیک از طرفین بخواهند و بدون دخول کامل و انزال پردهی بکارت پاره شود، آیا دختر استحقاق مطالبه مهرالمثل یا ارش البکاره یا هر عنوان دیگری را دارد؟ در صورت تهدید به آبروریزی وجهی را که میگیرد چه حکمیدارد؟
رگاه شرط عدم دخول کرده باشد و آن جوان برخلاف شرط عمل نموده استحقاق مهرالمثل دارد و اگر هر دو توافق بر دخول کردهاند استحقاقی ندارد.
پرداخت ارش در صورت جنایت قابلدرمان بر بینی
با توجّه به نظرات فقهاى بزرگوار شیعه مبنى بر اینکه: «اگر با شکستن یا سوزاندن یا امثال آن بینى فاسد شود موجب دیه کامل است.» لطفاً بفرمایید: با عنایت به اینکه با پیشرفت علم پزشکى، امروزه شکستگى بینى بهسادگی و با هزینه کم قابلدرمان است و معمولاً با شکستن بینى فاسد نمیشود، آیا بازهم دیه کامل باید پرداخت یا اگر بدون عیب ترمیم شود، یکصد دینار باید داد، یا اینکه با نظر خبرگان پزشکى، دست قاضى در تعیین دیه باز است؟
اگر بهراحتی قابلدرمان باشد مشمول حکم ارش است.
بهبودی مصدوم پس از دریافت دیه
هرگاه در اثر جنایت حس بویایى، یا شنوایى، یا چشایى، یا بینایى، یا گویایى، یا عقل از بین برود و پس از پرداخت دیه مجنىّ علیه بهبود یابد (حس یا قدرت موردنظر برگردد) تکلیف چیست؟
احتیاط واجب آن است که دیه را بازگردانند و تبدیل به ارش کنند.
کوتاه کردن موی دیگری با قیچی
زنى در جریان یک اختلاف، موى سر دخترى را با قیچى کوتاه میکند، بهطوریکه موجب نقصان زیبایى وى میشود، آیا به خاطر این نقص زیبایى ارش تعلّق میگیرد، یا چون عنوان «کندن مو» صدق نمیکند و موها دوباره رشد مینماید، چیزى تعلّق نمیگیرد؟
چون نقص محسوب میشود، ارش دارد و ارش آن معمولاً چیز مختصرى است.
حکم ارش در صورت مردّد بودن جانی بین دو کودک نابالغ
دو پسربچه مشغول سنگپرانی بهسوی هم بودند. فرد سوّمى هم در نزدیکى آنها مشغول بازى بوده که ناگهان سنگى به چشم ایشان برخورد کرده و 80 درصد بیناییاش را از دست میدهد، وى از هر دو پسر شکایت و درخواست دیه نموده است، در طى رسیدگى دقیقاً مشخص نشد که سنگ از ناحیه کدامیک از آن دو پرتابشده و خود مصدوم نیز نمیداند که کدامیک بهطرف وى سنگ پرتاب کردهاند، ولى قطعاً سنگ را یکى از آن دو بچه پرتاب کرده است، دادگاه در مورد دیه به چه ترتیب عمل نماید؟
در فرض سؤال ارش بین آن دو نفر تنصیف میشود.
ارش در موارد دررفتگی استخوان
شخصى صدمهای بر دیگرى وارد نموده که استخوان دست او از طرف کتف دررفتگى پیداکرده و شکستهبند آن را در جاى خود قرار داده و در مدّت بیش از یک ماه بهبودیافته و به حالت اوّل خود برگشته است؛ لطفاً بفرمایید: دیه دررفتگى آن چقدر است؟ اگر بهبودى کامل پیدا نکرده باشد، دیه آن چقدر خواهد بود؟
دررفتگى بدون شکستگى دیه ندارد، بلکه ارش دارد و درصورتیکه منتهى به نقص عضو نشود ارش آن کمتر و اگر منتهى شود ارش آن بیشتر است و ارش بر معیار درصد خسارت به نظر طبیب حاذق متدین تعیین میشود.
پرداخت خسارت مازاد بر ارش اعضا
در مورد تصادفات که موجب صدماتی مثلاً بهکلیه یا کبد میشود پزشکی قانونی علاوه بر تعیین ارش کلیه یا کبد به خاطر اینکه مجبور است مقداری خونابه که در شکم جمع شده است بهوسیله شیلنگ و با سوراخ کردن زیر گلو یا شکم آن را خارج کند و برای این عمل نیز درصدی ارش یا خسارت تعیین مینماید، آیا این خسارت از طرف جانی باید پرداخت شود یا خیر؟
آری باید از طرف جانی پرداخت شود.
حکم ارش در صورت کوفتگی و ضربدیدگی لگن
در گواهى پزشکى قانونى این جمله آمده است: (جنایت باعث کوفتگى و ضربدیدگی لگن شده است) آیا صدمه مذکور دیه دارد، یا ارش، یا هیچکدام؟
اگر تنها اثر آن درد محل بوده باشد دیه و ارش ندارد; امّا اگر تغییرى، هرچند براى مدّتى، در عضو یا استخوان پیدا شود ارش دارد.
دیهی غیر معیّنه بودن ارش و جاری شدن احکام دیه در آن
اگر میزان آن به ثلث برسد به نصف تقلیل مییابد یا نه؟ آیا اصولاً ارش همان دیه غیر معیّن است و طبعاً آثار و خواص گوناگون آن را دارد، یا جبران صدمه و خسارتى است نظیر خسارتهای دیگر؟
ارش دیه غیر معیّن است و غالب احکام آن را دارد و ارشِ مربوط به زن هرگاه به ثلث دیه کامله برسد به نصف تقلیل پیدا میکند.
تعریف دیه
دیه به چه مالی گفته میشود؟
مالى كه بنابر تقويم شرعى به جبران خون مسلمان يا نقص بدنى او پرداخت شود.
جنبهی دیه در جزای اسلامی
آیا دیه در جزاى اسلامى جریمه محسوب میشود، یا نوعى جبران خسارت مادّى وارده از طرف جانى است؟
ظاهر ادلّه این است که هر دو جنبه را دارد. هم جنبه جبران خسارت و هم جنبه بازدارنده به همین دلیل یکى از نامهای دیه، عقل است که به معناى بازداشتن است.
حکم پرداخت دیه به جانبازان جنگ
مطابق مبانى فقهى، آیا میشود به جانبازان (مجروحین جنگ تحمیلى) دیه پرداخت نمود؟
دیه در مورد مجروحان جنگى و جانبازان از بیتالمال در تاریخ اسلام سابقه ندارد ولى هرگونه کوششى براى حل مشکلات این عزیزان بهجاست.
ولایت ولیّ صغیر بر دیه
آیا دایره ولایت ولىّ قهرى بر مولیعلیه صرفاً ناظر بر حقوق مالى است و یا اطلاق دارد: بهعبارتدیگر: آیا ولىّ قهرى در حقّ قصاص نفس و عضو از باب ولایت میتواند قاتل و جانى را عفو نماید و یا اینکه لزوماً غبطه صغیر در اخذ دیه است و بدون اخذ آن مجاز به عفو نیست، درصورتیکه غبطه صغیر و مولیعلیه در اخذ دیه نفس و عضو باشد در صورت اخذ آن از جانى آیا او به اعتبار ولایت میتواند هرگونه دخل و تصرّفى را در سهم مالى مولیعلیه ولو به نفع خود بنماید؟
ولایت ولىّ صغیر شامل دیه و مانند آن میشود، امّا نمیتواند برخلاف غبطه صغیر، دیه و مانند آن را ببخشد یا به نفع خود تصرّف کند.

