لزوم اجرای قسامه در محضر یک قاضی
نظر به این که قسامه به منظور تکمیل و تتمیم ظنّ و گمان حاکم دادگاه، و رافع تردید و شبهه وى براى رسیدن به یقین مى باشد، آیا استماع سوگند 50 نفر به وسیله دو قاضى جداگانه شرعاً اشکال دارد؟ آیا صدور حکم به اعتبار گزارش و صورت جلسه استماع سوگند به وسیله قاضى دیگر که در غیاب حاکم دادگاه تنظیم شده، جایز مى باشد؟
قسامه باید به طور کامل در محضر یک قاضى اجرا شود.
حکم انجام قسامه در چند جلسه متوالی
با توجه به اینکه ثبت صورت جلسه استماع سوگند 50 نفر متضمّن زمان زیادى است، و معمولا در یک جلسه میسّر نمى باشد. آیا اولیاى دم مى توانند عدّه اى را براى جلسه اوّل، و بقیّه را براى جلسه یا جلسات بعد به دادگاه معرّفى نمایند؟ در چنین وضعیّتى، آیا فاصله جلسات باید نزدیک به هم (مثلا فرداى جلسه اوّل) باشد، یا فاصله یک ماه یا بیشتر، که اولیاى دم فرصتى براى معرّفى افراد دیگر داشته باشند منعى ندارد؟
اجراى قسامه در یک جلسه کار مشکلى نیست، و ثبت آن هم کار ساده اى است. امّا اگر فرضاً میسّر نشود، در دو یا چند جلسه نزدیک به هم مانعى ندارد، به طورى که مدّعى به حسب معمول توان جمع آورى آنها را داشته باشد.
عدم جواز قسم خوردن زن در قسامه
آیا مرد بودن سوگند خورندگان شرط است؟ چنانچه در میان مدّعیان و قوم او به تعداد کافى مرد وجود نداشته باشد چطور؟
قسم خورنده در قسامه نمى تواند زن باشد، بنابراین باید مردها (اگر به قدر کافى نباشند) سوگند را تکرار کنند.
تکلیف قاضی در صورت خودداری مدّعی از اجرای قسامه
در موارد لوث اگر مدّعى از اجراى قسامه خوددارى کند، در این صورت، اقامه قسامه قهراً به متّهم (مدّعى علیه) مى رسد، یا این امر منوط به مطالبه مدّعى است؟ حال اگر مدّعى از چنین در خواستى سر باز زند، یا به قسامه متّهم راضى نباشد، وظیفه دادگاه براى فصل خصومت چیست ؟ و تکلیف دیه مقتول چه میشود؟
مدّعى مى تواند قسم را به مدّعى علیه رد کند، و در این صورت مراسم پنجاه قسم بر عهده اوست ( و فرقی بین زن و مرد در این گونه موارد نیست ) و در صورت عدم درخواست از طرف مدعی قاعده «البیّنه على المدّعى و الیمین على مَنْ انکر» جارى مى شود و در این صورت دیه بر کسى نیست.
لزوم احضار منسوبین در صورت ادعای یکی از طرفین بر عدم علم آنها
در مورد قسامه، آیا تنها ادّعاى یکى از طرفین مبنى بر این که منسوبین به موضوع علم ندارند، در تکرار قسم کافى است، یا احضار منسوبین لازم است؟
لازم است منسوبین احضار شوند، و تحقیق به عمل آید.
عدم تحقّق لوث با وجود یک شاهد در جرح
اگر وقوع درگیرى بین طرفین دعوى محرز شود، ولى مدّعى در مورد جراحت وارده شاهد نداشته باشد و فقط یک نفر اظهار نماید که من چاقو را در دست مدّعى علیه مشاهده نمودم، آیا مورد از موارد لوث محسوب مى شود یا لازم است مدّعى علیه به عنوان منکر قسم یاد نماید؟
به مجرّد شهادت یک نفر، به صورتى که در بالا ذکر کرده اید، لوث ثابت نمى شود.
تحقق لوث با شهادت زنان
آیا لوث با شهادت زنان حاصل مى شود؟
در صورتى که جماعتى از زنان، مورد اعتماد شهادت دهند، لوث ثابت مى شود.
تحقق لوث با اظهار شهود به رانندگی شخصی غیر از مالک در تصادف
شخصى در اثر تصادف با وسیله نقلیّه (موتور) مصدوم شده، و علیه راننده شکایت نموده است ولى راننده مدّعى است که رفیقش که صاحب موتور تلقّى و موتور در اختیار وى بوده راننده بوده است و صاحب موتور می گوید که به محض پیاده شدن اورفیقش بر موتور سیکلت سوار و با سرعت رانندگى نمود و در حین رانندگى با مصدوم تصادف کرده صاحب موتور جهت اثبات ادّعاى خویش چند شاهد معرّفى کرده، و شهود اظهار نمودند که قبل از تصادف رفیق صاحب موتور را در حین رانندگى مشاهده نموده، ولى اصل تصادف را ندیده اند، آیا این مورد نسبت به رفیق صاحب موتور از موارد لوث محسوب و در نتیجه با قسمِ مصدوم، نامبرده محکوم به پرداخت دیه مى شود، یا از موارد لوث محسوب نمى شود؟
چنانچه شهود معتبر شهادت دهند که در زمان وقوع تصادف رفیق صاحب موتور، سوار بر موتور بوده، هر چند تصادف را ندیده باشند، مورد از موارد لوث است و قسم تنها وظیفه کسى است که دعوى بر ضدّ او اقامه شده است.
عدم تحقق قسامه در صورت فقدان اولیاء دم
مطابق مادّه 266 قانون مجازات اسلامى مصوب 1375 ه.ش، در مواردى که مجنىّ علیه ولىّ دم نداشته یا شناسایى نشود، ولىّ دم او ولىّ امر مسلمین است که ولىّ امر در این خصوص مى تواند اختیارات خود را به رئیس قوّه قضائیّه و به واسطه وى به رؤساى دادگسترى ها تفویض نماید، حال چنانچه در موارد قتل عمد، ولىّ دم وجود نداشته، یا شناسایى نشود و رئیس دادگسترى یا رئیس قوّه قضائیّه به نیابت از ولىّ امر مسلمین، تقاضاى قصاص کند و از طرفى دعوا داخل در باب لوث گردد، کیفیّت اجراى مراسم قسامه چگونه خواهد بود؟
اگر قاضى از روى مبادى حسیّه، یا قریب به حسّ، علم به وقوع قتل توسّط کسى داشته باشد مى تواند بر طبق علم خود عمل کند، و نیازى به قسامه نیست. در غیر این صورت، قسامه جارى نمى شود، و باید دیه از بیت المال پرداخته شود.
اجرای قسامه در جرائم بالتسبیب
آیا همان گونه که قسامه در جرائم بالمباشره (چنانچه از موارد لوث باشد) جارى است، در جرائم بالتسبیب نیز جارى و سارى است؟
فرقى بین سبب و مباشر در اینجا نیست; مشروط بر این که قتل به سبب نسبت داده شود، نه به مباشر.
عدم شرط عدالت در قسامه
آیا احراز عدالت در قسامه، همانند عدالت شهود، شرط است؟
احراز عدالت شرط نیست.
افراد واجد شرایط برای اجرای قسامه
آیا در قسامه (چه در قتل، و چه در جرح) باید وارثانی که حاضر هستند قسم یاد کنند؟ یا از طبقات دیگر نیز مى توانند؟
وارث فعلى شرط نیست، حتّى اگر از افراد قوم و قبیله بوده باشند نیز مانعى ندارد.
عدم لزوم احضار منسوبین غیر مطّلع برای قسامه
اگر قاضى محکمه از قرائن علم پیدا کند که ورثه دیگر علم ندارند یا خود مدّعى اظهار کند که منسوبین من یقین ندارند و در موقع ایراد ضرب و جرح شاهد درگیرى نبوده اند و فقط من یقین دارم، آیا باز هم احضار منسوبین لازم است؟
در صورتى که بقیّه علم نداشته باشند، احضار آنها ضرورتى ندارد.

