قرائت نماز بهصورت مرور در ذهن
تکلیف کسی که اکثر مواقع نماز را بهصورت مرور در ذهن خود میخوانده و حتی لبهای خود را حرکت نمیداده چیست؟
اگر جاهل قاصر بوده، نمازهای سابقش صحیح است.
اگر جاهل قاصر بوده، نمازهای سابقش صحیح است.
هرگاه قبل از غروب آفتاب كوچ كند، اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسئله باشد، درصورتیکه يادش بيايد اگر امكان دارد بايد بازگردد و اگر مراجعت نكند گناهكار است و بنا بر احتياط كفّاره نيز دارد و اگر يادش نيامد چيزى بر او نيست.
اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسئله سعى را بر طواف مقدّم دارد، احتياط واجب آن است بعد از انجام طواف و نماز طواف سعى را دوباره بجا آورد.
هرگاه از روى سهو و فراموشى يا جهل به مسئله چيزى از سعى را كم كند، خواه قبل از اتمام چهار دور باشد يا پسازآن، هر وقت به خاطرش آمد كمبود را بهجا مىآورد و سعى او صحيح است و اگر از مکه خارجشده يا به وطن بازگشته و برگشتن به مکه براى او مشقّت دارد، نايب مىگيرد و كفّارهاى هم ندارد؛ هرچند كارهايى را كه بر محرم حرام است انجام داده باشد. چراکه با یقین به خروج از احرام مرتکب آن کارشده و لذا کفاره ندارد.
هرگاه از روى جهل يا فراموشى در ميقات محرم نشود، هنگامیکه يادش آمد اگر بيرون حرم است، بايد از همانجا احرام ببندد و اگر وارد حرم شده به بيرون حرم (مثلاً تنعيم) برود و احرام ببندد و اگر نمىتواند از حرم بيرون برود، از همانجا كه هست احرام مىبندد.
احتیاط آن است وجه آن را به فقرا بدهد.
هرگاه زنى كه طواف حج و طواف نساء را بجا نياورده، گرفتار عادت ماهانه شود و پيش از پاك شدن ناچار به ترك مکه باشد (مثل اینکه كاروان مهلت نمىدهد تا پاك شود) لازم است براى طواف حج و نماز آن نايب بگيرد، سپس خودش سعى را بجا آورد، سپس براى طواف نساء و نماز آن نايب بگيرد (همچنين كسان ديگرى كه به سبب بيمارى يا عذر ديگر قادر به انجام طواف و سعى نباشند بايد نايب بگيرند).
کار خلافى کردهاند; ولى فعلاً تکلیف خاصی ندارند.
چون هنگام خالکوبى آیات زیر پوست قرار مى گیرد، مسّ آنها اشکالى ندارد; ولى اگر بتوانند بدون عسر و حرج آنها را پاک کنند، احتیاط واجب آن است که آن را پاک کنند.
چنانچه خريد از آنجا به نفع شركت يا اداره باشد و فروشنده از محل سود خود چيزى بپردازد و چيزى به قيمت اجناس در فاكتورها اضافه نكند اشكالى ندارد.
چنانچه حاجى شيعه نمازش را بهگونهای انجام دهد كه معلوم نباشد حتّى موافق نظر اهل سنّت است، مثل اینکه بر پشت نمازگزاران صف جلو سجده كند (آنگونه كه بعضى از عوام اهل سنّت به هنگام ازدحام انجام مىدهند)، يا اتّصال صفوف را مراعات ننمايد، بايد نمازش را اعاده كند.
هرگاه مكلّفى كه ختنه نشده مستطيع گردد (مانند كسى كه تازه مسلمان شده) چنانچه بتواند ختنه كند بايد در همان سال به حج برود و اگر نتواند نبايد حج را به تأخير بيندازد، بلكه به همان شكل اعمال حج را بجا مىآورد.
اگر مسئلهاى پيش آيد كه حكم آن را نمىداند میتواند عمل به احتياط نمايد، يا اگر وقت آن نمىگذرد صبر كند تا دسترسى به مجتهد پيدا كند و اگر دسترسى ندارد یکطرف را كه بيشتر احتمال صحت مىدهد انجام مىدهد و بعداً سؤال مىكند، اگر مطابق فتواى مجتهد بود صحيح است وگرنه بايد اعاده کند.
در عصر ما که قوانین پیچیده شده و بسیارى از مردم آگاهى کافى از آن ندارند تا از خود دفاع کنند، وظیفه محاکم آن است که وکیل طرفین را بپذیرد.
هرگاه شخص بيمار پس از فرستادن قربانى يا پول آن، بهبود يافت، بهطوریکه قادر به رفتن بهسوی مکه شد، بايد به مکه برود و اعمال را انجام دهد، بنابراين اگر محرم به احرام حج تمتّع است و در وسعت وقت رسيد، اعمال عمره و حج را بجا مىآورد و اگر وقت تنگ باشد، بهگونهای كه با انجام عمره به وقوف عرفات نمىرسد، بايد به عرفات برود و حج افراد بجا آورد و احتياط آن است كه قصد عدول كند و پس از انجام حج، عمره مفرده انجام دهد و اين حج كفايت از حجةالاسلام مىكند و اگر زمانى به مکه برسد كه وقت حج گذشته، يعنى به هیچیک از وقوف مشعر و عرفات نمىرسد، عمره او تبديل به عمره مفرده مىشود و بايد آن را بجا آورد و از احرام خارج گردد و احتياط آن است كه قصد عدول به عمره مفرده كند و حج واجب را باوجود شرايط در سال ديگر بجا آورد.