مسدود کردن راهی که از زمین شخصی میگذرد
زمینى ملک کسى است که در یک سمت همین قطعه زمین خانه خود مالک بوده، راهى که از شاهراه به خانه خود مالک منتهى میشد از میان همین قطعه زمین بود و دیگران هم از این راه استفاده میکردند ولى اکنون مالک، خانه خود را در جاى دیگرى ساخته است، لذا از راه مذکور بینیاز شده است اکنون میخواهد با انسداد راه مذکور آنجا را به مزرعه خود ملحق کند و لکن دیگران که قبلاً از این راه استفاده میکردند میگویند که: سه نسل از ما گذشته و تاکنون از این راه استفاده میکردهایم لذا نمیگذاریم شما این راه را مسدود کنید آیا مسدود کردن این راه توسط مالک جایز است؟
هرگاه آن راه، اختصاصى باشد و در ملک شخص دیگرى باشد، باید از او اجازه گرفت و تنها استفاده دو سه نسل در مقابل سند مالکیت صاحب آن زمین، دلیل بر حقّ آنها نیست.
فروش علفهای مراتع اطراف روستا که بین اهالی تقسیمشده
در بعضى از مناطق روستایى مرسوم است که مردم، کوه و صحرا و مراتع را بین خود تقسیم میکنند و در آنجا کشت میکنند و از علفهای آن استفاده میکنند، با توجّه به این موضوع اگر کسى علفهای محدوده شخص دیگرى را درو کند آیا صاحب آن محدوده میتواند آن علفها را براى خود بردارد یا علفهای خود را بفروشد و پول آن را بگیرد؟
در فرض سؤال صاحبملک حق دارد علفهایى را که بدون اجازه او کندهاند را ببرد و یا با گرفتن پول رضایت دهد که دیگری آن علفها را برای خودش بکند.
استفاده از چراگاه دیگران
در بین اهل قریهای، عدّهای از مردم روستا زمین زراعتى ندارند و بعضى خیلى کم دارند، حریم قریه را بین خود تقسیم کردهاند، آیا اشخاصى که زمین ندارند یا زمین کمترى به آنها رسیده است میتوانند از چراگاه کسانى که زمین بیشترى دارند استفاده کنند؟
اگر تقسیمبندی کردهاند و راضى شدهاند باید مطابق آن عمل کنند و سهم هرکدام مطابق عرف محل است.
حکم تقسیم حریم روستا
آیا حریم قریه قابلتقسیم است؟ درصورتیکه قابلتقسیم است آیا معیار، مقدار زمین زراعتى هر فرد است؟ یا معیار مقدار گوسفندان و هیزم و چیزهاى دیگرى که احتیاج دارند است؟
با توافق صاحب حق میتوان آن را تقسیم کرد و سهم هریک به مقدار عرف محل است.
ساخت بنا در حریم اراضی دیگران
شخصى در حریم زمین و قریه دیگران ساختمانى درست میکند، در ابتدا کسى از اهل قریه از ساختن عمارت جلوگیرى نمیکند ولى بعد از ساختن آن اعلام نارضایتى میکنند، شرعاً چه کسى مالک این عمارت است؟
حریم قریه یا خانه، متعلق به اهالى قریه یا صاحبخانه است و ساختمان و تصرّف دیگرى در آن جایز نیست مگر به اذن ایشان.
حق اهالی روستا از معادن مکشوفه محدوده روستا
در حومه شهر ما معادن عدیدهای وجود دارد معادن یادشده جزء معادن اکتشافى و زیرزمینى نیست و نحوه بهرهبرداری از آنها بسیار سهل بوده و مستلزم صرف هزینه سنگین نمیباشد وضعیت اینگونه معادن که جزء منابع طبیعى شهرستان و روستاهاى همجوار است، ازنظر مالکیت و جلب درآمد براى روستاها یا شهرستان مربوطه چگونه است؟ آیا ساکنین روستاها میتوانند نسبت به عقد قرارداد با شرکتهای خصوصى یا دولتى دخالت نمایند و سهمى از درآمد آن را به عمران و سازندگى روستاهاى خود اختصاص دهند؟
درصورتیکه معدن در حریم روستا بوده باشد (منظور از حریم، زمینهایی است که براى احتیاجات مختلف روستا از قبیل بارانداز، محل جمعآوری خرمن و هیزم و مانند آن است.) اهل روستا بر آن حقدارند و در مقابل حقّشان میتوانند چیزى دریافت دارند. ولى اگر خارج از حریم روستاست چنین حقّى ندارند امّا چنان چه معدن نزدیک روستاست سزاوار است ارفاقى به مردم آن روستا شود؛ و اگر معدن ضرر و زیانهایی براى اهالى روستا ایجاد کند، جبران آن نیز لازم است.
تکلیف کسی که مال رهنی را تلفکرده
چنانچه کسی مال رهنی را تلف کند، تکلیفش چیست؟
بدل (مثل یا قیمت) آن از او گرفته میشود و در این صورت، رهن همان بدل خواهد بود. در ثبوت این حکم تفاوتی میان تلف کننده از راهن، مرتهن و غیر آن دو نیست.
باطل شدن رهن به سبب از بین رفتن
اگر مرهون براثر عواملی غیر از دخالت راهن و مرتهن تلف بشود، تکلیف چیست؟
با از بین رفتن مرهون به سبب آفتی آسمانی یا زمینی، رهن باطل میگردد.
مسئول پرداخت زکات مال مورد رهن
اگر چیزی که زکات در آن است یک سال در رهن کسی باشد زکات آن بر عهده کسی که مال را بهعنوان رهن میدهد است یا گیرنده مال رهن؟
بر عهده کسی که مال را بهعنوان رهن میدهد است مگر اینکه منافع آن را به گیرنده مال رهن واگذار کند.
اختلاف در رهن یا ودیعه بودن مالی
چنانچه دو نفر در رهن یا ودیعه بودن مالی با یکدیگر اختلاف کنند؛ بدین گونه که مالک، مدعی ودیعه بودن مال و نگهدارنده مدّعی رهن بودن آن باشد، تکلیف چیست؟
قول مالک با سوگند خوردن، پذیرفته میشود، بهشرط آنکه طرف مقابل بر ادعای خود بینهای نداشته باشد.
فروش مال مورد رهن توسط طلبکار
فروش مال به رهن گذاشته توسط طلبکار چه حکمی دارد؟
اگر طلبكار چيزى را كه گرو برداشته با اجازه بدهكار بفروشد رهن باطل مىشود و پول آن رهن نيست، مگر اينكه اجازه فروش با اين شرط باشد كه پول آن بهجای آن گرو باشد.
اجاره دادن مال گرو گذاشتهشده به خود گرو گذار
شخصى به خاطر رفع احتیاج خانه یا مغازهاش را در مقابل مقدارى پول گرو میگذارد. سپس با توافق همدیگر، گرو دهنده عین گرو گذاشتهشده را از صاحب پول کرایه میکند و درنتیجه خانه یا مغازه در تصرّف مالک میماند و ماهانه کرایهاش را به مرتهن میدهد. آیا این معامله صحیح است؟
شخص رهن گیرنده مالک منافع عین گرو گذاشتهشده نیست و نمیتواند آن را اجاره بدهد.

