بقاء ريشه زراعت بعد از مدت مزارعه
اگر بعد از جمعکردن حاصل و تمام شدن مدّت مزارعه، ريشه زراعت در زمين بماند و سال بعد دومرتبه حاصل دهد، تکلیف چیست؟
چنانچه صاحب زمين و زارع از آن صرفنظر نكرده باشند حاصل سال دوم مطابق سال اوّل بايد تقسيم شود.
چنانچه صاحب زمين و زارع از آن صرفنظر نكرده باشند حاصل سال دوم مطابق سال اوّل بايد تقسيم شود.
هرگاه زارعان در آنجا عرفاً داراى چنان حقّى باشند با اینگونه قراردادها نمیتوان حقّ آنها را سلب كرد؛ مگر اینکه در قرارداد نسبت به سلب چنان حقوقى تصريح شود.
اين مطلب تابع عرف محل است. اگر در عرف محل حقّى براى زارعين قائل هستند بايد مطابق آن عمل شود و اگر حقّى قائل نيستند حقّى ندارند.
اگر صاحب زمین با مستأجر شرط مباشرت نکرده باشد، اجاره دادن آن اشکالى ندارد، ولو به زیادتر ازآنچه که اجاره داده است; ولى احتیاط واجب آن است که کارى روى زمین انجام داده باشد، یا وسیلهای بر آن اضافه کند.
اگر قراردادى با او در این مورد داشته باشید، حقدارید. همچنین اگر در عرف و عادت محل این باشد که براى اینگونه کارگران حقّ خاصی قائل میشوند و طرفین با علم و آگاهى بر این مسئله اقدام نمودهاند، حق براى شما ثابت میشود (مطابق آنچه معمول محل است) در غیر این صورت حقّى ندارید; هرچند مستحب است مالک زمین، ملاحظه حال شمارا بنماید.
چنانچه حقّ نسق در حال حیات براى زارع و بعد از ممات براى فرزندان او جزء عرف محل باشد، از قبیل شرط ضمن العقد در قراردادهاى مزارعه با زارعین محسوب میشود و این حق براى او و فرزندانش شرعى خواهد بود.
اگر درختان قطع شود، مالکیت هرکدام نسبت به سهم خود از زمین باقى است و هرکسی درختها را قطع کرده ضامن است.
هرگاه کسی چيزى را به عاريه بگیرد و آن چیز تلف شود عاریه گیرنده ضامن نيست، مگر اينكه: در حفظ آن كوتاهى كرده باشد. عاريه دهنده شرط ضمان كرده باشد چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره يا زینتآلات ساختهشده از آنها باشد،بنابراین در اين سه صورت اگر تلف شود، ضامن است و بايد عوض آن را بدهد.
مالک باید با دلایل معتبر ضمان را ثابت کند
در ادعای تلف عین عاریه گرفتهشده و ادعای عدم تفریط و تعدی قول عاریه گیرنده مقدم است با یمین او و عدم بینه از عاریه دهنده مگر در عاریه طلا و نقره.
عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن به ديگرى واگذارشده صحيح نيست، مگر اينكه صاحب حق راضى شود و اجازه دهد.
چيزى را كه منفعتش مال انسان است، مثلاً آن را اجاره كرده، مىتوان عاريه داد، بهشرط اینکه حقّ واگذارى به ديگرى داشته باشد.
هرگاه عاريه دهنده بميرد بايد چيزى را كه عاريه شده به ورثه او بدهند و اگر عاريه دهنده ديوانه شود بايد آن را به ولی او داد.
در بانک های اسلامی اشکالی ندارد و در بانک های غیر اسلامی در صورتی که از بانک های کشورهای محارب نباشد اشکالی ندارد.