حکم روزه در صورت خودارضایی سهوی
اگر کسی روزه واجبی گرفته و بعدازظهر فراموش کند که روزه است و خود ارضایی کند حکم این روزه چیست؟
در فرض سؤال، روزه صحیح است اما مرتکب معصیت بزرگی شده است.
در فرض سؤال، روزه صحیح است اما مرتکب معصیت بزرگی شده است.
1- اگر با قصد بيرون آمدن مني اين کار را انجام دهد (هرچند بيرون نيايد) روزهاش باطل است.2- اگر چنين قصدي نداشته ولي عادت داشته با اين مقدار تحريک، مني از او خارج شود و اتفاقاً بيرون آيد روزهاش باطل است و علاوه بر قضا، کفاره جمع نيز دارد.3- اگر يقين داشته با اين کار مني بيرون نمیآید اما اتفاقاً بيرون آيد روزهاش صحيح است.
اگر شک در مقدار دقیق سن خود دارد فعلاً نسبت به آن زمان وظیفهای ندارد.
درصورتیکه ترک دستشویی در روز ضرری نداشته باشد اقدام کند در غیر این صورت روزه صحیح است. بنابراین آنچه جنبه اضطرار دارد ضرری به روزه او نمیزند ولی بعدازآن غسل کند و اگر مشقت دارد تیمم نماید.
هرگاه روزهدار دروغى به خدا و پيغمبر اكرم صلیالله عليه و آله و جانشينان معصوم او علیهمالسلام نسبت دهد خواه با گفتن باشد، يا نوشتن، يا اشاره و مانند آن، بنا بر احتياط واجب روزهاش باطل میشود، هرچند بلافاصله توبه كند. دروغ بستن به ساير انبيا و فاطمه زهرا عليها السلام نيز همين حكم را دارد.
هرگاه بخواهد خبرى را نقل كند كه از راست يا دروغ بودن آن اطّلاعى ندارد، بايد از كسى كه آن خبر را گفته، يا از كتابى كه در آن نوشتهشده نقل نمايد، مثلاً بگويد: فلان راوى چنين میگوید و يا در فلان كتاب چنان نوشتهشده است كه پيامبر صلیالله عليه و آله فرمود ...
اگر چيزى را به اعتقاد اينكه راست است از قول خدا يا پيغمبر صلیالله عليه و آله نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده روزهاش صحيح است، ولى بهعکس اگر چيزى را دروغ میدانست و به خدا و پيغمبر نسبت داد و بعداً معلوم شد صحيح بوده، روزهاش بنا بر احتیاط واجب باطل است.
اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمداً به خدا و پيغمبر نسبت دهد روزهاش بنا بر احتیاط واجب باطل است.
اگر از شخص روزهدار سؤال كنند كه آيا پيغمبر اكرم صلیالله عليه و آله چنين مطلبى را فرموده و او عمداً بگويد: آرى، درحالیکه پيغمبر صلیالله عليه و آله نگفته باشد، يا بگويد: نه درحالیکه پيغمبر صلیالله عليه و آله گفته باشد، روزهاش بنا بر احتیاط واجب باطل است.
«حدّ ترخص» یعنى از وطن یا محل اقامتش بهاندازهای دور شود که صداى اذان شهر را نشنود و مردم شهر او را نبینند، امّا دیدن و ندیدن دیوارهاى شهر اثرى ندارد، ضمناً باید در هوا گردوغبار یا مه یا چیز دیگرى که مانع دیدن است یا سروصدایی که مانع شنیدن است وجود نداشته باشد و اگر یکى از این دو علامت حاصل شود کافى است، بهشرط اینکه یقین به نبودن دیگرى نداشته باشد و الا احتیاط واجب جمع میان نماز شکسته و تمام است.
ديده نشدن خانههای شهر معتبر نیست، زیرا در روايت «اذا تواري من البیوت» آمده نه «اذا تواري البیوت» و اگر مخفي شدن خانهها را در نظر گرفته شود حدّ ترخص بسيار بيشتر خواهد شد. بنابراين، اگر مردم شهر مسافر را نبينند يا مسافر آنها را نبيند يا صداي اذان را نشنود، حدّ ترخص خواهد بود.
نماز و روزه مسافر با رسیدن به حد ترخص کامل یا شکسته میشود، یعنی اگر به وطن برمیگردد مردم شهر او را ببینند و صدای اذان را بشنود که در این صورت کامل است و اگر از وطن خارج میشود مردم شهر او را نبینند و او صدای اذان را نشنود.
معيار در شهرها شهرهاى معمولى است و اگر شهرى زياد در گودى يا در بلندى قرارگرفته باشد بايد مطابق شهرهاى معمولى با آن رفتار كرد، يعنى ببينيم چه اندازه مسافت سبب میشود كه در شهرهاى معمولى انسان صداى اذان شهر را نشنود و اهالى شهر او را نبينند.
معیار حد ترخص هوایی آن است که اگر فضا ساکت باشد صدای اذان را نشنود و افراد روی زمین دیده نشوند و در سفرهای هوایی حدّ ترخص بسیار زود حاصل میشود، چنددقیقهای که از محل دور شوند به حدّ ترخص میرسند.
اگر کوهنورد بهاندازهای دور شود که صداى اذان شهر را نشنود، از حد ترخص گذشته است و اگر شرایط دیگر سفر نیز جمع باشد نماز او شکسته است.