محارب بودن فرقه ضالّه بهائیّت
با توجه به طرز تفکّر و عقاید فرقه ضالّه بهائیّت، برخورد ما با آنان چگونه باید باشد؟
این گروه جزء کفّار محاربند و در دامان استعمار پرورش یافته اند.
این گروه جزء کفّار محاربند و در دامان استعمار پرورش یافته اند.
حرام است؛ مگر به منظور هدایت آنها به آیین حق.
زمان و مکان در این مورد تأثیرى ندارد.
ارتداد به صورت اجبارى اثر ندارد، و چنین کسى مرتد محسوب نمى شود.
توهین به سایر مقدّسات تعزیر دارد; ولى در خصوص آلوده کردن خانه کعبه به نجاست روایات متعدّدى داریم که حکم آن قتل است.
اگر حال او حال عادى باشد، از اسلام بیرون رفته است و همسرش باید از او جدا بشود ولى اگر از حال طبیعى خارج شده و یامشکوک است که از حال طبیعى خارج شده یا نه، محکوم به اسلام است ودر صورت اوّل اگر توبه کند و دوباره آن زن به عقد آن مرد درآید عقدش صحیح است.
این عقیده خطا و اشتباه است و باید او را ارشاد کرد ولى موجب کفر نمى شود.
نظر به این که افراد کمى از علماى مذاهب مختلف اسلامى قائل به تحریفند (هرچند محقّقان، هرگز تحریف را قبول نکرده اند) حکم ارتداد جارى نمى شود، امّا چنین کسى مرتکب اشتباه بزرگى شده است.
اگر از روى علم و عمد باشد مرتد مى شود و بر دیگران لازم است که نهى از منکر کنند.
اگر شخص از خود بى خود مى شود و کلمات کفرآمیز مى گوید مرتد نمى شود و در غیر این صورت مرتد است.
انکار نبوت یا عصمت پیامبران و امامان (علیهم السلام) اهانت نیست بلکه بعضی از آنها کفر و بعضی سبب خروج از مذهب شیعه است و نسبت دادن نقصان و امثال ذلک نیز اهانت نیست بلکه کفر است و این موضوع منبع خاصی ندارد بلکه با مراجعه به عرف مشخص می شود آیا اهانت است یا انکار مسلمات اسلام.
هر گونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (علیهم السلام) و توهین به آن بزرگواران در صورتی که توهین کننده مسلمان باشد موجب ارتداد است و اگر مسلمان نباشد در حکم ساب النبی (ص) است و این گونه افراد در اسلام مجازات بسیار سنگینی دارند. خداوند مسلمین و مخصوصاً پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را از شر دشمنان مصون و محفوظ دارد.
اوّلا: منظور از «ضروریّات دین» اموریست که همه، اعم از عالم و غیر عالم، مى دانند جزء دین است; مانند مساله نماز و روزه و حجاب. و «محکمات» مسایلى است که به دلیل قطعى ثابت شده است; هر چند ضرورى نباشد. و «احکام ضرورى اسلام» همان احکام ضرورى دین است. و «مسلّمات» و «محکمات مذهب» امورى است که با دلیل قطعى در مذهب شیعه ثابت شده باشد. ثانیاً: اگر کسى ضروریّات دین را انکار کند، و انکارش سبب انکار نبوّت گردد، از اسلام خارج مى شود، ولى انکار ضروریّات مذهب تنها باعث خروج از مذهب است; نه اسلام.
شخص مزبور در فرض سوال حکم مرتد را دارد ولی مادام که اظهار ننماید کسی کاری با او ندارد.
توبه بعد از دستگیرى اثرى ندارد; ولى هرگاه سخن او حکایت از توبه فعلى او کند، حاکم شرع مى تواند او را ببخشد، مشروط بر این که ثبوت جرم از طریق اقرار باشد.