فرق استحاله با انقلاب
چگونه باید تشخیص دهیم در موردی انقلاب صورت گرفته یا استحاله؟
انقلاب تغییر صوری است ولی استحاله تغییر ماهیت است. مثال برای انقلاب، تبدیل شراب به سرکه است که تغییر صوری است ولی استحاله مانند تبدیل سگ به نمک.
انقلاب تغییر صوری است ولی استحاله تغییر ماهیت است. مثال برای انقلاب، تبدیل شراب به سرکه است که تغییر صوری است ولی استحاله مانند تبدیل سگ به نمک.
هرگاه آب انگور با آتش بجوشد نجس نيست، ولى خوردنش حرام است، امّا اگر آنقدر بجوشد كه دو قسمت آن بخار شود و يك قسمت بماند، حلال میشود و اگر خودبهخود به جوش آيد و مستکننده شود حرام و نجس است و تنها با سركه شدن پاك و حلال میشود.
شيرهاى كه از بازار مى گيرند و مى دانند فروشنده از اين مسائل باخبر است، پاك و حلال است و تفحّص لازم نيست.
چنین شیرهای نجس نیست؛ ولى خوردن و معامله آن اشکال دارد. باید آن را با آتش ثلثان کنند.
بعد از تبدیلشدن انگور به کشمش، قطعاً آب داخل انگور ثلثان شده است چون دردانه کشمش آبی باقی نمیماند، پس استفاده از این کشمشها اشکال ندارد.
نیازی به ثلثان شدن مجدد نیست.
اگر خون بدن انسان يا حيوانى كه خون جهنده دارد به بدن حیوانی كه خون جهنده ندارد منتقل گردد و خون آن حيوان حساب شود پاك است و آن را انتقال گويند بنابراين، خون پشه كه جزء بدن اوست پاك است، هرچند در اصل آن را از انسان گرفته، ولى خونى كه زالو از انسان مىمكد پاك نيست، چون جزء بدن او محسوب نمىشود.
هرگاه خونى از پشه بيرون آيد و نداند خونى است كه تازه از او مكيده، يا از خود پشه است پاك؛ ولى اگر بداند هنوز خون جزء بدن پشه نشده نجس است.
در بحث نجاسات گفتيم احتياط واجب آن است كه از كافر اجتناب شود حال اگر كافر شهادتين بگويد يعنى بگويد: «اشْهَدُ انْ لا إِلهَ الا اللَّه وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» مسلمان میشود و بدن او پاك میگردد، ولى اگر عين نجاست در بدن او باشد بايد آن را برطرف كرده و جاى آن را آب بكشد، ولى اگر قبل از اسلام آوردن عين نجاست برطرف شده باشد لازم نيست جاى آن را آب بكشد.
دلیل آن جریان سیره است که در زمان پیامبر (صلیالله علیه و آله) کافرانی که مسلمان میشدند به آنها دستور داده نمیشد که بروید بدن خود را آب بکشید و درواقع این نوعی استثنا است بر اساس سیره مسلمین. (حتی دستور به انجام غسل جنابت نیز برای آنان داده نمیشد)
لباسى كه بر تن كافر است وقتى اسلام آورد پاك میشود مگر آلوده بهعین نجاست باشد.
هرگاه كافر شهادتين نگويد، ولى قلباً به معنى آن ايمان داشته باشد مسلمان است، امّا اگر بر زبان جارى كند و يقين باشد كه قلباً به آن ايمان ندارد احتياط واجب آن است كه از او اجتناب شود.
«تبعیت» آن است كه چيزى بهتبع چيز ديگرى پاك شود.