واگذاری مشروط حضانت فرزندان به زن
آیا زنی که طلاق گرفته است و حضانت فرزندانش را میخواهد درصورتیکه دادگاه حضانت را به پدر داده میتوان برای زن شرطی گذاشت مثال آن زن شوهر نکند یا آن زن صیغه دائم ان مرد باشد تا حضانت به زن داده شود تا فرزندان مرد غریبه را در زندگیشان احساس نکنند؟
درصورتیکه این کار به مصلحت کودک بوده باشد، مانعی ندارد. البته عقدی که مدت آن طولانی باشد حکم عقد دائم را دارد.
انتقال قیمومت از طرف جد پدری به عروس
آیا قیومیت جد پدری بودن که با اجازه پدر شوهر به عروسش منتقل شده دوباره می تواند آن را از عروس پس بگیرد؟
جد پدری قیم بچه می باشد و نمی تواند به دیگری واگذار نماید البته می تواند وکالت بدهد تا فرد دیگری به امور آن فرزند رسیدگی نماید و هر زمان که بخواهد می تواند وکالت را فسخ نماید.
صلاحیت افراد فرقه اهل حق برای حضانت فرزند
فردي از فرقه اهل حق است ،آيا صلاحيت براي نگهداري فرزند را دارد؟
در صورتی که به تصدیق اهل اطلاع شایسته باشد صلاحیت برای این کار دارد.
قیمومیت و ازدواج
وقتی زنی قیم می شود آیا میتواند شوهر کند یا نه؟
قیمومیت مانع شوهر کردن نمی شود.
شمول نافذ بودن نظر ولی در امور غیر مالی که به مصلحت مولی علیه است
در فقه غنی اسلام، اهلیت افراد جهت تصرف در اموالشان موقوف بر بلوغ و رشد آنها است و شارع مقدس در جاهایی که فرد به عللی چون جنون یا سفه، تصرف عقلایی در اموال خود را نمی کند، نصب قیم توسط حاکم را به جهت جلوگیری از ورود ضرر به فرد یا اطرافیان و یا جامعه توصیه نموده است.تا آنجایی که بنده اطلاع دارد بحث حجر و نصب قیم برای غیر رشید مطلقا جهت امور مالی وضع شده اند، با توجه به ابتلائات جامعه امروز، ما با موارد زیادی از عدم تصمیم گیری صحیح و عقلایی در امور غیر مالی هم مواجه هستیم، مثل دختری که صرفا به دلیل ریزش مو و نازیبا شدن، در هنگام شیمی درمانی ( جهت درمان سرطان) ، از ادامه معالجه ممانعت می کند، با توجه به مصداق عرض شده، که مریض به دلیلی واهی خود را در معرض مرگ بسیار سریع قرار می دهد، آیا می توان مدعی حجر مریض در امور مربوط به درمان او شد ؟ عملا در اینجا حجر در امور غیر مالی مطرح است.
در این گونه موارد نیز باید نظر ولی عمل شود البته لازم است با ملایمت رفتار کنند.
محدوده ولایت و قیمومت پدر
شخصی بعد از رسیدن به سن بزرگی محجور گردیده(یعنی حجرش متصل به صغر نمیباشد) و این شخص محجور دارای پدر و همسر و فرزند میباشد و پدر هم دارای حسن شهرت و صلاحیت میباشد با این توضیحات 3 سوال دارم که در ذیل بیان میگردد : 1)آیا پدر با توجه به اینکه ولی محجور هم میباشد نسبت به دیگران جهت قیمومت دارای اولویت میباشد؟2)چنانچه پدر بعنوان قیم اینچنین محجوری که کبیر میباشد انتخاب و انتصاب گردد آیا پدر فقط قیم میباشد از جهت قیمومت یا ولایت مطلق پدر بعد از رسیدن به سن کبر همچنان باقی است؟یعنی پدر هم قیم است و هم ولی یا فقط قیم؟3)شخص کبیر (بعد از بلوغ )چه محجور(سفیه یا مجنون) باشد و چه غیر محجور (رشید یا عاقل)،آیا بازهم پدر ولایت بر فرزندش دارد؟یا عنوان و سمت ولایت پدر فقط مربوط به صغیر(قبل از بلوغ) میباشد؟(در صورت داشتن ولایت در هردو صورت ، محدوده آن چه مقدار تعریف و معین میگردد )
1. پدر اولویت دارد. 2. پدر هم قیم است و هم ولی منتهی باید در هر کار مصلحت محجور را در نظر بگیرد. 3. ولایت پدر مخصوص محجور و صغیر است و بر کبیر عاقل ولایتی ندارد.
میزان دخالت پدربزرگ بهعنوان قیم بعد از فوت پدر نوهها
پدربزرگ بچهها پدرشان مرحوم شده میخواهد قیومیت را به عهده بگیرد، سؤال این است که قیوم در چه مسائلی مربوط به همسر مرحوم بچههایش و... حق دخالت دارد؟
در آنچه مربوط به منافع بچه ها است می تواند دخالت کند.
وظیفه بودن حضانت فرزند
آیا حضانت صرفاً یک حق است یا وظیفه هم هست؟ یعنی اگر مادر بخواهد می تواند نگهداری دختر چهارساله اش را نپذیرد و نگهداری او وظیفه ی پدر است؟
حضانت حکم و وظیفه است و باید مطابق وظیفه عمل کند.
حکم بودن حضانت
حضانت حق است یا حکم ؟ آیا نسبت به حضانت زن و مرد تفاوت و تفصیلی وجود دارد؟
حکم است و قابل واگذاری نیست و فرقی وجود ندارد.
حضانت فرزند بعد از بلوغ
نظر به اینکه سن بلوغ در دختران 9 سال تمام قمری و در پسران 15 سال تمام قمری میباشد ؛ و از طرفی قانون در خصوص نگهداری فرزند بعد از سن بلوغ ساکت میباشد و در ماده 1169 قانون مدنی و تبصره آن نیز هیچ اشاره ای نشده است ؛ لذا خواهشمند است توضیح بفرمائید که با رسیدن فرزند به سن بلوغ آیا وی از مدار حضانت خارج میگردد یا خیر ؟ و نگهداری فرزند در این مورد به چه ترتیبی میباشد ؟
حضانت دختر تا هفت سال و پسر تا دو سال با مادر است و بعد از آن تا زمانی که نیاز به حضانت دارد حتی اگر بالغ شده باشد با پدر است.

